Rancho Notorious (1952) Script

اديت و ترجمه داود رمضان نيا

اوه، گوش کن

خوب گوش کن

گوش کن به افسانه Chuck-A-Luck -نوعي بازي با3تاس در کازينو-

گوش کن به صداي چرخ قمارباز

يادگاري از گذشته ها

داستان مرزي قديمي

و مردي از فولاد

و اشتياقي که او را برانگيخت

از آنجا شروع ميشود که آنها ميگويند يک روز تابستان

وقتيکه خورشيد افول کرد

اوايل دهه هفتاد بود

در شهر کوچک وايومينگ

خوب گوش کن به افسانه Chuck-A-Luck

گوش کن به صداي چرخ تقدير

هنگاميکه با صداي آرام آن ميچرخي و ميچرخي

داستاني بسيار قديمي از نفرت از قتل و انتقام

هيچي بهتر ازون نيست که با يک مرد عشقبازي کنيد،مخصوصا سر ظهر

چرا اومديد به شهر؟براي بوسيدن تو نبايد اينجا باشي

آخرين گوساله ايي رو که داغش کردم بهم گفت ميتونم بيام اينجا

کي ازدواج ميکنيم هشت روز ديگه

و وقتيکه مزرعه خريديم هشت سال ديگه اسمي براش پيدا کردم

خب؟اسمش چيه؟ مزرعه ابر گمشده

قشنگه مثل خودت

فروشندهه ميگفت از پاريس آورده

اوه تو شب خيلي زيباست چشمهارو خيره ميکنه

بث،بقيه کجا هستند

همگي فرياد ميزدند تامي بيا؟ منم اونموقع جواب درستي بهشون ندادم

همشون دسته جمعي رفتند منم موندم بيکار

برو بيرون با يکاري خودتو سرگرم کن برو

مردم کجا رفتن؟ شهر شده متروکه

شب گذشته يه سه قلو بدنيا اومده همه براي ديدن اون رفتن

به پدر گفتم من تو مغازه ميمونم بچه ها.ما هم بچه هاي زيادي خواهيم داشت

آره هر ماه اوت

شب ميبينمت


وايتي

بيرون منتظر باش

آقا ميتونم اسبتونو نگه دارم؟ ازينجا دور شو

چيزي هست که بخواهيد بينيد؟

بله ميخوام تو گاو صندوقاتونو ببينم

هر دوشون رو يکيشون هم اونجاست

باشه بسيار خب


هي،هي


ورن،ورن

يکيشونو ديدم از مغازه اومد بيرون اون يکي هم به من شليک کرد

همراه اونکه به من شليک کرد موهاي بلند سفيد داشت موي سفيد؟

اونيکه بيرون وايساده بود

نه

نميدونم چجوري بگم ورن اون همه تلاششو کرد

جيم،تفنگتو بده من


جاي خلوتي بود.فقط دختره توي مغازه بود کلا کار راحتي بود

ميتونست آسون باشه اگه سوتي نداده بودي ابن به تو ربطي نداره

همه شهر دنبالمونن عجله کن اينکار هر دوي ماست

بيا پولو قسمت کنيم من ازينجا تنها ميرم قسمت ميکنيمChuck-A-Luck ما پولو تو


کلانتر ردها جنوب رو نشون ميدن پايين اينجا منطقه سايوکسه

سايوکس چيه؟بياييد بريم

معاون رئيس جمهورم باشه اهميت نميدادم اما نميخوام بدست سرخپوستا قصابي بشم

من برميگردم منهم باهاش همنظرم

من فردا برنده50گاو ميشوم همه شماها ترسوئيد؟

عجله کنيد وقتو داريم از دست ميديم من مجوزي براي عبور ازين رودخونه ندارم

يه حکمي ميخواد حکمش چيه؟

اگر همسرتون بود چي يا دخترتون؟ نهايتا تا اينجا ميامديم

خودم تنها دنبالش ميرم حماقت نکن

تو يه آدم بي تجربه با يه تفنگ به اين توصيه ها اهميتي نميدم

شما وظيفتونو انجام داديد برگرديد خونه به همه بگيد که چقدر شجاعت به خرج داديد

امشب رو مست کنيد اميدوارم خوابهاي خوبي ببينيد

چندين بار بهت گفتم مجبور شدم اينکارو بکنم

تصميم داري چکار کني؟ دنبال چي هستي؟ من همين الان سهممو ميخوام

اون روChuck-A-Luckمنکه گفتم تو تقسيم ميکنيم

وقتي ميرسيم اونجا حرفي از دختره نزن

شايد بگم شايدم نه کاري رو انجام ميدم که ميخوام

مار زنگي مراقب باش


مردي که با تو بود کجاست؟

مردي که با تو بود کجاست؟

آب،آب حرف بزن والا يه قطره آب هم نميخوري

کجا رفت؟ به کدوم سمت رفت؟ Chuck-A-Luck. Chuck-A-Luck.

Chuck-A-Luck?

چي هست و کجا هست؟ Chuck-A-Luck, Chuck-A-Luck?

هيچکي نميدونه اون مرده هم نگفت

پس بي وقفه اين مرد جستجوي خود را دنبال ميکند

با گذر فصلها از ميان پاييز و زمستان

جستجو در جنوب غرب بزرگ

اين جستجو او را به حرکت سوق ميده و مثل شلاقي راحتش نميگذاره

شب و روز دير يا زود دنبال جايي ميگردد

بدنبال شهري يا چهره ايي

و عمق وجودش در آتش نفرت،قتل و انتقام ميسوزد

شما يه تازه وارديد،اينطور نيست؟ نه فقط ازينجا ميگذشتم

به Chuck-A-Luckتا حالا جايي به اسم گوشتون خورده؟ حتما يه قمارخونه ست

يکيو همين پايينها را انداختند

نه قمارخونه نيست جاي ديگه ايي رو به اين اسم نشنيديد نه من نشنيدم

چرا اينرو از دادگاه پيگيري نميکنيد؟

آرايشگر يه کاسه آب ديگه بيار يکمي بعد ميارم

من الان ميخوام حتما ببخشيد

داري طفره ميري؟ از چي؟

اگر جاي شما بودم انقدر آزادانه صحبت نميکردم Chuck-A-Luckدر مورد چرا نه؟

خدا هم ازون خوشش نمياد

کجا دربارش شنيدي؟ چرا راجبش ميپرسي؟

بگمانم کسي رو اونجا ميبينم کي؟نميدونم ممکنه اون شما باشيد

آرايشگر برگرد چشم قربان

خيلي نميدوني ولي سعي ميکني يادبگيري


چطوره دکتر؟ او دچار جراحت و ضربه مغزي شده

وريدش قطع شده و در ناحيه دنده و جمجمه دچار شکستگي شده

بطور خلاصه او واقعا مرده

چي باعث شد که شما فکر کنيد اون يه ياغيه طرز دعوا کردنش

چطور تشخيص بدم که اين يه دفاع شخصيص بوده؟ من اسلحه شو ديدم

در غرب پل بکستر آرايشگر خوش سابقه اي هستم

اين مسئله ميتونه درست باشه؟ شواهدي وجود دارد

مطمئنم خودشه خودشه قبلا هم اصلاحش کردم

تحت تعقيب بوسيله کلانتري تگزاس

بابت سرقت يک دليجان خارج از الپاسو در25جولاي1873

پاداش300دلار 25جولاي؟بله25جولاي

اون نميتونست قبل از ماه اوت در وايومينگ بوده باشه نه

متاسفم و بابت300دلار تبريک ميگم

چيزي شنيديد؟Chuck-A-Luckکلانتر از يه مشروب فروشيه؟شايدم اسم شب؟

نه هرگز نشنيدم بفرماييد اسلحه تون پاداش هم چند روزه آمادست

پاداش رو بديد به آرايشگر نهايت لطف شماست

شما کارتونو انجام داديد بذاريد لاقل منهم براتون نوشيدني بخرم يه لحظه صبر کنيد

تا بحال هيچکدومتون اسم آلتر کراين به گوشش خورده؟ Altar Crane. بنظرم که چيزي شبيه يک اسم ازش شنيده ام

يا آلتر کين؟ بله يادم مياد

شخصي که بيادم مياد اسمش کينه نه کراين Altar Keane, yeah! به چي ميخندي؟

اسميکه منو به سالهاي دور ميبره اونموقع من در شهر بووم معدنچي بودم

خب يه شب مسابقه اسب سواري بود

من فقط يکي از اسبها بودم و آلتر کين سوار من بود

يک دو سه

بجنب بجنب تو ميتوني

پاشو پاشو


اون تنها آلتر کيني هست که ميشناسم

اونها فقط همون يکي رو دوس داشتند چه اتفاقي براش افتاد؟

بعد ازون ديگه نديدمش بايد پيداش کنم.از کجا بايد شروع کنم

شنيدم رفته به ويرجينيا از مشروب فروشيها شروع کن

همراه بهترين دوستش دالي

خوب ميشناسمش

وقتي ديدمش از سواحل شرقي ميومد

ميدوني که خواننده بود

فقط در مکانهاي بسيار زيبا آواز ميخواند

عاشق اسبها بود هميشه يه جفت اسب سفيد داشت

مردها آشکارا او را در گذر مشايعت ميکردند

زنها؟

و زنها از فرط حسادت ميسوختند

بذار بهت بگم اون چجور دختري بود مردان زيادي دورو برش بودند

مطمئنا اين امتياز او بود

او در را بر يک گله دار ميبست اگر به يک گاوچران علاقمند بود

آنروزها او باعث غرور دختران بود

آخرينبار شنيدم تو تيسکوسيه يجايي در بلدي گاندر

مرد جوان تنها چيزيکه اينجا ازو پيدا ميکنيد يک سايه ست

او7سال پيش ازينجا رفت

دقيقا بعد ازون شبيکه با فرانسيس فريمونت آشنا شد

يکباره غيبش زد

قسم نميخورم که حقيقت داره چو اينجا نبودم اما نشونه هايي هست که مردم ميگن

داستان اين بود که آقاي گندر از برخورد او با مشتريان خوشش نمي آمد

او هم از رفتاري که با وي داشتند راضي نبود

او چگونه ميتواند بچه ش رو رها کند؟

او چگونه ميتواند خانه و کاشانه را رها کند؟

و با معشوقه اش کولي وار فرار کند؟

ديشب در رختخواب پر قو خوابيد

همراه شوهر و کودکش

امشب ميخوابد

آلتر به اندازه کافي نميخندي بدم مياد از خنديدن

من پول ميدم مردمو سرگرم کني نه اينکه بزنيشون،دستتو بکش بلدي

حتما حتما هيچکس نبايد به تو دست بزنه فرشته

هيچکس ديگه تورو اين اطراف نميخواد تو اخراجي

بابت غذا و لباس27دلار کسر ميشه

بابت ترک کار زودتر از موعد10دلار کسر ميشه

شما حتي بخاطر تاخير حساب خوبي هم نداشتيد براي همين20دلار به شما قرض ميدهم

خودت ببين.مهم نيست حرفات به خوبي حساب و کتابته

بفرما اينم20دلارت ممنون

هر چي بدبختيه از سر توئه بلدي از سر راهم برو کنار

همه شرطبنديها پايين آماده چرخش

آماده چرخيدن صبر کن

چرخش گردونه گردونه رو بچرخون

سه4درقرمز يه برنده داريم

اينهم يه خانم خوش شانس خوش شانسند Chuck-A-Luckهمه تو

دوباره شرطهاتونو بالا ببريد

حالا شرطها پايين آماده چرخش

گردونه رو بچرخون

بازم سه4درقرمز آيا خانم شرط بندي کردند،بله

اون احمق فکر ميکنه زنه يه پاکاره اون نميدونه که اخراج شده...خفه شو

بازي رو متوقف کن وقتي ميگم يه نفر اخراجه يعني همين

من براي تو کار نميکنم يه مشتريم يه وقت از خوشمزگيت کم نشه

من تا هر وقت دلم بخواد اينجا ميمونم

خيله خب يبار ديگه گردونه رو بچرخون براي امشب ديگه کافيه

شانستونو امتحان کنيد اينجا همه برنده اييد شرطها آماده

شرطبندي ميکني؟

حتما

شانسشو بچرخون آماده چرخش

من ميچرخونمش اين فرانسيس فريمونته

شما برنده اييد خانم

لطفا پولهاي خانمو بديد

بده بهش

بريزيدش تو اين

بفرماييد ممکنه تا خونه باتون باشم؟ Yes.

هميشه از آشنايي يه بازنده خوب مسرورم

فرانسيس فريمونت فرزترين قمارباز غرب

بزرگترين تواناييهارو اغلب براي خودنمايي به رخ نميکشند

شما تحت تعقيبيد مگه نه؟ نه،مدعي العموم دارم

چرا برگشتيد اينجا؟ اغلب احساساتي عمل ميکنم

احساساتي؟

يبار ديدم سه تا مرد روي شما اسلحه کشيدن واقعا؟

هر سه هم کشته شدند اينطور نيست؟بله

اون موقع که شما دبدبه و کبکبه ايي داشتيد من در شهر هايز بودم

ميبايست کار و بارتون سکه بوده باشه

با مشارکت شهردار

هر جايي ميرفتم از شماها ميشنيدم

چرا با من ملاقات نکرديد؟

کار و بارم منو به قسمتهاي ديگه غرب و آنسوي مکزيک ميکشوند

و اغلب حيرت زده بود م از تحولاتي که براي شما پيش آمده بود

ميشه بابت من انقدر احساس ترحم نکنيد

خانم کين بعنوان يه زن مقتدر من رو مورد هجمه قرار داديد.اوه بسه ديگه

با اينهمه پول ميخواهيد چکار کنيد؟

براي يک لحظه وقتي برنده شدم فکر کردم..._

پسشون بدم چرا؟

بلدي گندر نميذاره من زنده با اين پولا از شهر برم.اين خونمه

پسشون نديد دليجان جنوب فردا صبح به سمت شهر سيلور ميره

خوشحال ميشم پيشنهاد محافظت از شمارو تا زمانيکه ازينجا ميريد رو بدم

ميدونم که ميتونيد

خيله خب بيا تو

ميام خانم فردا ساعت9قبل ازينکه دليجان حرکت کنه.شب بخير

ميگفتند که اون شب بيرون خونه ايستاد و بلدي گندي رو ميپاييد

صبح روز بعد اونو تو دليجان گذاشت اين همه داستان فرار خانم کين است

با اون رونق از کسب و کار بلدي هم رفت

کجا رفت؟

مرد جوان چرا انقدر به اين موضوع علاقمندي؟

ميخوام از طريق اون کسيو پيدا کنم من بيشتر ازين ازش نميدونم

منکه گفتم يه سال پيش اون فرانسيس رو دوباره دم مرز ملاقات کرد

اگر چيزي رو که شنيدي رو ميخواي باور ميکني

الان هردوشون ميبايست کنار هم خوش و خرم باشند

نميدونم اين درسته ولي عاشقانه بنظر ميرسه

فرانسيس آدم درستکاري نبود تلگرامي که امروز اومده ميگه

در صورتيکه نميدونستيد فرانسيس پنجشنبه پيش زنداني شده بود

خيلي اميدوارم که دارش نزنند

بازستChuck-A-Luckاکنون راهي به

به زندان غربي هدايت ميکند

پشت ميله ها ياغي ايي هست ميداندChuck-A-Luck که ردي از

سياستمداراني قلابي آنسوتر هستند در سلولهايي نفوذ ناپذير

شهري خشمگين که همه چيز در آن براي روز اتنخابات تعطيل است

اما آنجا مردي هست با نقشه هايي فوق العاده که بايد عملي شوند

مرديکه راهش را با نيرنگ از داخل زندان باز ميکند

براي رسيدن به هدفش همان نفرت،قتل،انتقام

آمار يک سلولو درآوردن شليک کردن تو روز انتخابات

گشتن با نمايندگان در خيابانها

کي انتخاب ميشه؟ حزب قانون و نظم جلوئه شما چرا در راي گيريها نيستيد؟

مطمئنم نيستم اين موش صفت حواسش به اين موذيها باشه

به چي فکر ميکني؟ نميدونم

غصه نخوريد آقايان

اين اولينبار نيست که اونها پاي کج سياستمداران را بسته اند

يکمي وقت ميبره

همان با پنبه سر بريدن به آرامي خوردن يک موز

شما حق نداريد مارو زندوني کنيد ما مصونيم

حزب پاي مارو بسته اين خط مشي اونهاست خفه شو

اونو کجا ميبريد؟با اينها نيستم اينها ميبايد تو سالن باشند تا ازين طرق از دفتر خارج بشن

همون چيزي که من گفتم يکمي رشوه بهشون بده تا تطميع بشند

شما!...فرانسيس فريمونته اينهم باهاشه؟حتما

هيچوقت يه ياغي رو به دست من نديد حداقل يه فرصتي بهش داده ميشه

خوش آمديد قربان کلانتر امشب امکانش هست ما پول خردامونو نقد کنيم

با يخورده ويسکي چطوريد؟ آقاي بولاک امکانش نيست اين پيشنهادو رد کنيد

تا وقتيکه من اينجام از غذا خبري نيست ولي قول3بطري ويسکيو ميدم

اين چجور قانونيه؟

من براي خريد ويسکي زندان افتادم ويسکي ايي که اونا دارن سفارش ميگيرن

حق با توئه،حزب ما براي همه ست براي همه ويسکي بگيريد

کلانتر

مطمئن بشيد اون برند منو داره،جو گيدون

يکم وقت ميبره

تو وايومينگ شنيدم که هيچ زنداني فرانسيس فريمونت رو بخود نديده

من براي بعضي کالاها مثل عطر ضرر کرده ام

عطر؟ مخصوص بانوان

وقتي برگشتم نگهبان دکان با تبر به من حمله کرد

شما اهل وايومينگ هستيد؟بله تا بحال اونجا زندگي کرديد؟

نه زندگي نکردم برامم مهمه نيست اگه هيچوقت اونجا نرم

چرا نه؟ اگه اين انتخابات از دست بره ممکنه چاره ايي ديگه نداشته باشم

اگه اونها دوستانمونو رو اينجا بيارند ميتونند مارو هم همراهشون ازينجا ببرند

فقط براي محض خنده

يجور دلداريه اينطور نيست؟

من با مالک مزرعه ام سر جنگ داشتم تصميم گرفتم خودم زمين رو ببينم

راه خودتونو جدا کرديد؟ بله چند هفته ايي ميشه

معمولا هر چي رو تو پوکر ميبرم از دست ميدم ولي بعضي شبها خوش شانسم

چشامو ميبستمو 20سکه پرتاب ميکردم Chuck-A-Luckآخريمو رو

خب حالا بقيه شو تو بگو آره رو گردونه قمار يه مرد ميتونه ثروتمند بشه

ميکردمskylarkingوقتي يه بازي کوچيکه همه مردم خاموش ميشدند

وقتتو تلف کردي

ويسکي مورد علاقتون پيدا نشد مهم نيست

نوشدنيهاتونو بگيريد و شاد باشيد

بنوشيد که بازخواني نهايي رايهاست گفتم نگران نباشيد

اين کثافتکاريهاي کلانتره

اين چيزي جز ويسکي نيست

انتظار داري چي توش پيدا کني؟

گاوچرونها بطريهاتونو زودتر خالي کنيد

سريعتر خاليشون کنيد

خودشه بدش به من

اين اون چيزي بود که ميگفتيد؟ خودشه

اين پسرا واقعا با هم هماهنگند ميشه در موردش صحبت کنيم؟

چقدر بابتش ميگيري؟

راي گيري بسته شد من آخرين آمارو دارم

حزب همشهري119راي

نظم وقانون1540راي

پدر ميگه تو سالن بزرگ جمع بشيم

آقايون دعاتون ميکنم کابوي1000دلار بهت ميدم

من دو برابرشو من3000تا

شنيدي3000دلار

بزار بريم،5000تاميديم صدامو ميشنوي

اونا بدجوري مست کردند اينجا چکار ميکني؟

شما بخاطر انتخابات بيرون بوديد ميخوام ميزمو پاک کنم

بجنب ازينجا برو بيرون تو ميخواي اونها دست مردم بيفتند؟

باشه من ميرم براشون سخنراني ميکنم تو همينجا بمون

بيل اين کشو گير کرده کمکم کن بازش کنم

سوارها دارن ميان فيرمونت باخته

Come on.


دستا بالا

خيلي منصفانه ست اسبهارو پيداکن،باشه

آقايون چند لحظه بايد صبر کنيد

شما بايد از شهر بيرون بريد

اگه نظر منو ميخواهيد،فرار کنيد

اينجا منتظرم بمون براي چي وايسادي؟

همون چيزيکه براش به شهر اومدم


بعد از جنگ تو ميسوري ساکن شدم چي باعث شد به غرب بياي؟

يک گلوله

گلوله ايي که باش يک مرتعدار رو کشتم مرديکه کلانتر خصوصي داشت

فريبم داد و از خونه بيرونم کرد من اون رو توي يه آغل پبدا کردم

سرگرم بود و من هم آماده به درک واصل شد

بابتش شرمنده نيستم ازونجا رفتم و يه هفت تيرکشو استخدام کردم

روابطي داشتم با گاوچرونهاي خوشگذرون و هفت تير کشهاي حرفه ايي

داخل شهر شدم و به روش خودم هفت تيرکشي ميکردم

اين داستان بايد ادامه دار باشه تو خيلي خوش مشرب نيستي

اينجا ضمانتي براي زنده بودن نيست اولين باره که در امان نيستم

اولين بار من يک اسب دزديدم

دوس داري امشب در آرامش باشي؟ لابد روي کاکتوسها نه؟

نه دقيقا اونجارو ببين

اگه قصد جايي رو نداري تا يه مدت با من باش

کارهايي هست که بايد انجام بدم اما فعلا دست نگه ميدارم.راهو نشون بده

سلام فرنچي سلام هاربين

بهشون برس ريو،گنزالس بياييد

اون کيه؟

دوستمه

خوشحالم از ديدنت فرانچي يه ساعت پيش شنيدم تو راهي

اينجا هيچي سورپرايزت نميکنه رئيس منتظر ببيندت

سلام رئيس

فرنچي اسب وحشي پير خوش آمدي Chuck-A-Luckبه

با آلتر کين رئيس اينجا آشنا بشيد

خبر نداده بودي يکي باهاته البته من باهاش بودم والا ممکن بود تو بند بمونم

درگيري بالا گرفته بود آدم دل و جرات داريه

چشاشم سگ داره نه؟

به چي زل زدي؟ ميخواي دورت بگردم؟ داستاناي زيادي دربارتون شنيدم

مطمئن نبودم آلتر کيني وجود داشته باشه فکر ميکردي يه شخصيت خياليم؟

اولينباره که با يه موجود خيالي که چرب زباني ميکنه ملاقات ميکنم

حساب بي حساب خيله خب راحت باش نيازي هست که تو انظار باشه؟

اون کمکم کرد از زندان فرار کنم

من خسته م.چند نفر اينجا هستند؟ نه نفر شامل نگهبان هم ميشه

استاره اومده اون حالا خيلي موفقه و در3ايالت تحت پيگرده

دوستان فرنچي هم قدمشون رو چشه اگه قوانين اينجا رو بپذيرند

سخت بنظر ميرسه با شما همعقيده نبود

جنگ و جدل نميکني،سئوال نميپرسي اينجا همه وظايفشون مشخصه

شما هم همينطور من گاوداري بلدم اينجا مرتع اسبداريه

وقت غذاست وقت غذاست

چه صداي جالبيه،نه؟ من يادش دادم

اينجا چطور ميخواهيد شناخته بشيد؟ اسمم ورن هاسکله

بعظيها براشون مهم نيست به اسمشون شناخته بشند. منو ورن صدا کنيد

بسيار خب

امشب يه تازه وارد داريم به فرنچي کمک کرد از زندون فرار کنه

ورن صداش ميکنن اين استاره.يه کارايي ميکنه

اين رده.دست به شرابش نزن از جون براش شيرينتره

اينهم جناب کشيش ادعاهايي برا خودش داره

به سلامتي شما يه جايي برا خودتون پيدا کنيد

کشيش برا هر کسيکه کشته بشه دعا ميخونه

اينجا بهترين مخفيگاهه نزديک ماه

آشنا شدي با هاربين خيلي وقته کوپنش تموم شده

اهميت نميدم من بازم هستم

اين پله يه کومانچي يه نصفه سرخپوست،يه ناخالص

اينم ويلسون لبخندشو ببين وقتشو با زنها ميگذرونه

وقتي اينجاست هيچ دختري در امان نيست برا يکيشون هم جنگيده

اوه يه گربه وحشي اينکارو کرده يه گربه وحشي واقعي زن يا مرد؟

فراموش کردي سئوال نپرس

اينم کينچه.گنج يابه سابقا گنج استخراج ميکرد حالا قرض ميده

بشين فرنچي کجاست؟

اون با من غذا خورد

جيگر دراومده

از ورن خوشت مياد.آدم ميزونيه يکم افسرده ست

همچين عطري قبلا استفاده کردي؟

از2سال پيش که رفتم الپاسو عطر نخريدم

شرمنده ام براي تولدت غير ازين چيزي نداشتم

اونها گرفتنت آره؟

فرنچي ديوونه

واسه يه بطري عطر رو زندگيت ريسک ميکني

فردا ازم نپرس چند ساله ميشه منم ازت نميپرسم

بالا رفتن سن اذيتت ميکنه؟ هر سال براي يک زن يه تهديده

آلتر ديوونه

اينبار خيلي راهو به تاخت اومدم وقتشه کمي آروم بگيريم

عاليه آره؟ عالي

من10-12سال پيش ميتونستم اينطوري سواري کنم


ميتونه اسبو مهار کنه؟ قبل ازين ديده بوديش؟

نه مطمئني؟

من چهره هارو فراموش نميکنم نميشناسمش

موقع شام مستقيم تورو نگاه ميکرد

صد در صد متاهله خيلي مردونه بنظر ميرسه

اسب سرحاليه آره يه دختر از خود راضيه

مثل زنها قبل ازينکه بياد و حتي برات ناز و عشوه کنه نفستو ميبره

زدي تو خال

ويلسون چطورييد،مياييد مهموني؟

پيش بسوي پارتي،بيخيال دنيا

رفيق تو بهتر از هر کسي رو اسب ميشيني اجازه بده منم بهت يه چيزايي ياد بدم

تا بحال هيچ سوار ماهري براي مهار اسبهاي اينجا نيومده؟

يادم نمياد ما فقط مزدبگيرهارو اينجا داريم

خيلي ازينايي که اينجا پلاسند از جاهاي دوري اومدند

سابقا5تا مزدور اينجا داشتيم مارتينز روي زين و يراق کار ميکرد

اون صحبت ميکرد و جواب سئوالاتو ميداد

اون جلوي زبونشو نميگرفت الان از ما چهار نفرمون مونده

اصلا نميدونيم سر مارتينز چي اومد اونها ميگن...-

شايد شما بفهميد اونها چي ميگن؟ ميفهميد؟

آره آره ميفهمم

ترس از گاوچرونها جانبدارانه بود

جس رفت و کارو تموم کرد،من و بقيه و آدمهاشون فقط جيبمون خالي شد

يبارم سعي کن شجاع باشي يخورده سخته

ما يه قدم از مارشال تگزاس جلوتريم

چقدر ميشه؟48000تا مال شماست؟

480 for Chuck-A-Luck. That's right.

بقيشم مهمه؟نه

ده درصدش ميشه50دلار

$50.

ميتونيم براي ماهها اينجا بمونيم و آفتابي نشيم

قبل از اينکه هر کاري بکني کيسه ت رو خالي کن

اوراق قرضه شهر آستين که ارزشي ندارند

1100دلار بي ارزشه؟

اين1100تا هم به حسابتون ميذارم

چرا انتظار داريد اينهارو تو صندوق بذاريم؟

اين مشکل شماست من اصراري ندارم اينجا بمونيد

قيمتتون همينه؟ هميشه10درصد

داري زور ميگي يه روزي...-

يه روزي چي؟

جس پولارو بشمار

شانس اينو داريد امشب برنده بشيد و پولارو برگردونيد

خيلي خوش شانسي مهمه؟اونم تو روز تولدم؟

دنبال اون دختر بودم تا بالاخره جواب داد

بهش گفتم تو يبار شوهر کردي يا2بار اونا چي شدند

گفت من 3تا شوهرو تو آب نمک گذاشتم

هر وقت نخوامشون ردشون ميکنم حالا نوبت توئه ميخواي يا نه؟

کار ديگه ايي غير از تور کردن دخترا نداري،نه؟ تو داري؟

من بازيم

نمي ارزه تو بازي بمونيد؟

من نيستم يکي يه نوشيدني بهم بده

هنوزم بياد نمياريش؟ گفتم قيافه هارو فراموش نميکنم هيچوقت نديدمش

مثل خيلي از مرداي ديگه چيش اذيتت ميکنه کينچ؟

ديدي چجور نگات ميکرد وقتي داستانتو تعريف ميکردي؟

فرنچي اونو آودره همين براي من کافيه

تو هميشه وقتي لازمت دارم اينجايي

رو آس شرط ميبندم رو شانسم بازي ميکنم

اينم100تا اينم دو تا ورق من

ورقاتو ببينم 3تا پنج

نيمخوام ببينم آلتر تو روز تولدش کلک خورده

جري اون کارتو پنهان کرده بود خودم ديدم

يبار ديگه بگو هاربين گفتم که اون کلک زد

من فهميدم کلک زد

براي همين ساعتشو دزديدم

من اونو با يه چپق معامله کردم معامله منصفانه اييه

با يه آهنگ چطوري آلتر؟ عاليه صداتو رها کن

سه تا چيزه که يه مرد نياز داره ويسکي،موزيک و يک زن روراست

هر زني هم همينو ميخواد حواست به پولام باشه هاربين

من همه جور زني رو ديدم ولي زني رو مثل آلتر پيدا نکردم تو چطور؟

نظري ندارم شايد اون يه معشوقه ايي داره

بياييد يخورده موزيک گوش بديم يخورده خوش بگذرونيم

مرد جوان آماده و بي پرواست

مرد جوان خوش پوش و مغرورست

او جوان و مشتاق است اما رغبتي نداره براي

آمدن زير باران

دور شو دور شو

دور شو مرد جوان دور شو

مرد جوان سري پر ماجرا دارد

او مشتاق براي کاري که ميخواهد انجام دهد

کاري که شايد شادي آور باشد اما از يک پسر نميتوان

توقع کار يک مرد را داشت

دور شو دور شو

دور شو مرد جوان دور شو

وقتي او را صدا ميکني پيداش ميشه

و وقتي فرمان حرکت ميدهي،ميرود

اما روزي او درميابد که زني به او پاسخ مثبت ميدهد

حتي زمانيکه آن زن در ظاهر به او ميگويد نه

دو رشو دور شو

دور شو مرد جوان دور شو

زنيکه سازنده تصورات و حماقتها و دروغهاست

اگه ميتوني اين درس رو ياد بگير

و وقتيکه او گريه ميکند فرار نکن

دور شو دور شو دور شو مرد جوان دور شو

دور شو دور شو دور شو مرد جوان

دور شو دور شو اگه ميتوني؟

آلتر ببين کي داره مياد

تعدادي سوار سمت رودخانه خشک ديده شده که شبيه يک دسته نظامي اند و به اين سمت ميان

خدمه اينجا بمونند بقيه هم آثار و ردهارو از ساختمون پاک کنيد

دقت کن برگرد سر پستت همه چيزو سر جاش بگذاريد اينجارو تميز کنيد

ميخواي اينجا بمونم؟ نه خودم اوضاعو روبراه ميکنم

اونها قيافه منو نميشناسن نه تو هم با بقيه باش

برو ديگه شنيدي حرف خانمو

برو به سمت کمپ ريدج همونجا بمون تا خبرت کنم

همه آماده اييد؟ عجله کنيد


سلام اهالي سلام اهالي

خوابيد يا بيدار؟

مارشال دونالدسون ماههاست زيارتتون نکرديم

سلام خانم کين.دير کرديد مشغول بودم

خانم کين ما دنبال4تا مرديم

فرنچي فرايمونت و مرديکه از زندان نجاتش داد ورن هاسکل

چند روز پيش به اين سمت اومدند

يه چوپان ديده بودشون

همينطور مورت گري و جس فاکتور از سوي ايالت تگزاس بابت سرقت قطار تحت تعقيبند

اينطوري گزارش شده بود

عجيبه،نه؟

بله مگر اينکه همه شون به سمت مرز رفته باشند

ردي ازشون اينجا نيست؟حتي روحشون هم اينروزا اتفاقات عجيبي ميفته

با اينکه دوس ندارم ولي يه خواهشي دارم چي؟

ميخوايم اسبهامون اينجا يه نفسي بکشن و جاش اسبهاي شمارو قرض بگيريم

با کمال ميل.ريو،گونزالس پنج تا از بهترين اسبهامونو بهشون بديد

ما کمکشون ميکنيم با يه نوشيدني چطوريد؟

ميباست دستامو گرم نگهدارم چون مدت زيادي بايد سواري کنم

ورن کجاست؟ زين اسبش افتاد تو راه جاموند

اون نميتونه اين مسيرو پيدا کنه من برميگردم پيشش

آسبها آماده اند مارشال نوشيدني ميل داريد؟

ممنون اميدوارم بتونم جبرانش کنم

حتما.اگر از سهام کمپاني شرقي خبري داريد به من هم بگيد

پسرعموي من ميتونه با شما داد و ستد کنه عاليه

چند تا اسب داريد؟ تقريبا42تا

عجيبه من شمردم33تا تو اصطبل بود

چطور اونها رو شمردي؟ ازونجا که متوجه رد پاهاي تازه شدم

رد پا هاي روي خاک تازه ست نشون ميده8تا10تا از اسبها از آغل يبرون رفتند

خانم من اونهارو سرگردون ديدم در دره سرتاسر ده ميچريدند

ميتونيم الان يا صبح جمعشون کنيم جاشون امنه؟

بنظرم امنه فردا اينکارو بکنيد. متاسفانه من طناب اصطبلو ننداختم

شما کي هستيد؟کارگر جديدمه فکر ميکردم شما فقط از کارگراي مکزيکي استفاده ميکنيد

به يه نيروي اضافي نياز داشتم براي رام کردن اسبهاي وحشي خوبه گاهي اوقات هم بي دقته

هفتيرتونو بالا ميبنديد نبايد زياد دور از دسترس باشه

دستاتو ببينم به نرمي دستاي شما نيست

نميتونم فقط بعنوان يه هفت تيرکش امرار معاش کنم

سالها طول ميکشه که دستاي يه کابوي انقدر خشن بشه.معذرت ميخوام پسرم

يه مرد خوب ديگه ايي هم اينجا هست بعضي وقتا خيلي دقيقه

ممنون شب بخير همراهت ميام.منتظرم باش.چشم خانم

Come on!

خداحافظ خانم کين عجله کنيد رفقا

تو هميشه فالگوش وايميستي

هميشه چشم چروني ميکني به اين ترتيب ميشه سر از کار ديگرون درآورد

مثل داستان اسبهاي ولگرد؟ هوشمندانه بود

ممنونم سپاس،اما من از مردانم انتظار دارم چيزي رو که من ميخوام رو انجام بدهند

چرا با بقيه نرفتي؟ تو راه گمشون کردم

به دلم افتاد که اون چيزيو که اينجا دنبالش بودمو پيدا کنم بايد باورت کنم؟

لباس امشبتونو تا بحال تن هيچکسي نديده بودم

اين حرفها خارج ار حيطه شرم و خوشمزه گيه

دستبند يا سنجاق سينه تون رو از کجا ريديد؟ کي اونها رو به شما داده؟

مثل اينکه بعضي چيزهارو2بار بايد براي شما توضيح داد اينجا سئوال کردن قدغنه

اينجا کسي از بقيه نميپرسه که کجايي هستند يا مثلا چرا ماه زرده

نبايد از من بپرسي جواهراتمو از کجا آوردم اين به تو ربطي نداره

قانونمداري حکم موندگاري در اينجارو دارند

اگر قصد نداريد قوانين رو حفظ کنيد همين حالا از گروه حذف ميشيد

براي يه مرد خيلي سخته که شمارو ببينه و قوانيين رو هم حفظ کنه

الان اينطوري فکر ميکنيد؟ نه از همون لحظه اول که ديدمتون چرب زبونيهاتون و مابقي قضايا

بگمانم مثل تب و لرزه يعني چي؟

هر بار که منو ميبينيد احساس سرماخوردگي بهتون دست ميده.نه احساس تاسف بهم دست ميده

تاسف براي اينکه تا پيش ازين شمارو نديده بودم تاسف براي اينکه هرگز همچين گل سري براتون نخريدم

شما به همون نرمي که رو زمين راه ميريد رو اسبها سواريد

جز زمانيکه يه آدم منحصربفرد منو از خود بيخود ميکنه،يکسي مثل شما

ورن وقتي يه در رو پيدا ميکني سعي ميکني ازش بالا بري؟

اول مطمئن ميشم که در بازه يه در يا درهاي ديگه به هر حال امتحان ميکني

اين براي امتحان بود

اين براي تلاش لجوجانه ت بود خيلي بي انصافيد خانم چرا؟

دوتا سيلي براي يه بوس


تو برو اسبمو زين کن من خودم راهو بهت نشون ميدم

فرنچي؟ شب خوبي بود تو بالا و پايين کوهستان دنبال شما

معذرت ميخوام گمتون کردم تنها جاييکه بلد بودم اينجا بود

چيزي که من ميدونم اينه که يه مرد شک نميکنه

کلانتر و دار و دسته ش دنبال شماها هستند دنبال ورن،جسي و فاکتور

اونها صبح برميگردند بهتره ما بريم

من همه رو فردا شب برميگردونم تو برو بخواب

الان همه بايد کنار هم باشيم


انگاري دوختيش

من يبار بت مسترسونو ديدم که پاشنه پاي يکي رو موقع راه رفتن ميزد

بدم مياد کار اونو تکرار کنم اگه اصرار داري پاشنه تو بزنم

چي شده؟اون يه کس ديگه ايي بود هاربين يه نشونه ديگه بزار

تازگيها ميخواي جا پاي من بذاري

اون واسه همين شيرينکاريهاش خوبه

نميدونم چطور ميخواد مقابل يه مرد قد علم کنه

بستگي به مردش داره يه شليک منصفانه بود

اگه همينطوري ادامه بدم ممکنه يه روز حتي از شما هم جلو بزنم

هرگز امتحانش نکن

اينبار فقط6هفته مونديد

آخرينبار دست خالي برگشتم بايد خرجمو دربيارم امشب ميري؟

فردا خورشيد نزده ميرم به سمت کلاي اسپرينگ

اونجا يه بانکي هست که قبل از هر کاري ميخوام يه سر و گوشي آب بدم

اميدوارم6تا مرد از پسش بربيان دو-سه روزي وقت ميبره

تيراندازي هم بخاطر اين بود؟ يجور محک زدن

ورن هم به درد ميخوره تو که نميخواي اونو ببري؟

چرا نبرم؟ اون..-

اون نيست..-. منظورت اينه که اون خلافکار نيست؟

يا اينکه تو رو از شر خودم خلاص کنم

تازگيها سرخورده شدي حتي اگرم بخواي شايد يه روز برنگشتي

اما اون برميگرده.شايد ولي چطوري با همون نقشه ايي که به سرعت تو رو پيدا کرد

هميشه يه نفر بهتر پيدا ميشه درسته ولي اون منم

شايد يه روز برنگشتي اگرم برگشتي با يه جسد پر از سرب

منظورت من نيستم منظورت اونه نه فرنچي

بنظرم دروغ ميگي

شايد

ببين آلتر فقط يکبار تو زندگي يه زن براي مرد معني پيدا ميکنه

ميدونم فرنچي زمان مارو کنار هم نگه ميداره

زمان از هر حيله ايي قويتره

ما اسبهاتونو ميخريم و رو زمينهاتون کار ميکنيم.حالا شما بفرماييد

فقط قبل ازينکه بريد اون10درصد بابت سرقت از بانک رو به من برگردونيد

چرا قانون عوض شد؟ اگه شما زندان بيفتيد چيزي عايد من نميشه

تو اون خطرو قبلا به جون ميخريدي الان ديگه نه

تو به ما اعتماد نداري؟تازگيها تازگيها چي

ما بايد نگران اعتماد شما باشيم پس دنبال جاي ديگه ايي باشيد

اين مثل پيدا کردن درخت سيب زمينيه -غير مکنه_

فرنچي کي برميگرده؟ شايد فردا

اون چه کاري از دستش برمياد؟ ما درين باره باهاش صحبت ميکنيم

کينچ من رئيس اينجام من قوانينو وضع ميکنم

بهت گفتم اسب منو زين کن اين يکي ديگه براي چيه؟ براي خودم خانم

باشه حالا که ميخواي همراه من بيا

خودشه ميدونستم از اسب رام کردنش معلوم بود چکاره ست

يجايي گيرش بندازيم؟ يه محلي تو وايومينگ

بابت چکاري؟ بابت کار نکرده

مهم نيست اما بهتره هر چه زودتر يه سوراخ تو سرش وا بشه

من با اسب شما کار کردم خيلي باهوشه

بله خودم ديدم اما نميخوام روشهاي احمقانه شمارو ياد بگيره

معذرت ميخوام من اين روزا خيلي بد اخلاقم بخاطر گرماي هوا و تابستون خشکه

پدرم ميگفت آب و هوا درونيات آدمهارو بيرون ميريزه

قصد داريد تا کي اينجا بمونيد؟ تا فصل بارندگي

اگر دختري شمع رو خاموش نکنه يه وقتي باران زحمتش را کم ميکند

اينم پدرت گفته؟ نه ساخته پرداخته خودمه

هر وقت بايد از تو عصباني باشم،خندم ميگيره بنطرت من بامزه ام؟آره

و تنها کسي هستي تو زندگيم که

نميخواد چيزي رو پشت حرفاي قشنگش پنهون کنه

اگه اجازه بدي ميخوام

چيزهايي رو در مورد تو بدونم

اينکه کجا متولد شدي چجوري اومدي به غرب

لباسها و جواهراتتو از کجا خريدي

اين داستاهايي که پشت سرته راسته يا دروغ

لباسها مال نيواورلئانه

ميتونم بگم اون داستاها دروغه من هرگز موهامو سبز نميکنم

يا اينکه يه ماشينو به نام شما اسمگذاري کردند؟ Mm-hm.

راه آهن درياي کانزاس بنام آلتر کينه

يا اون الماسي که به بزرگي يه در هست و در چهار ايالت مشهوره.نه اين صحت نداره

جووناي زيادي بودند مثل تو که بخواهند چيزايي رو به من ببخشند،اما بيشتر در حد حرف

بگذريم تو يجايي دوس دختري چيزي داري نه ندارم

معلومه که بيشتر از يدونه داري نه

نه من دوس دختري ندارم

دلم برات تنگ ميشه انگار برگشتم به10سال پيش

برو ورن ديگه نميخوام ببينمت از زندگي من دست بکش،تنهام بذار

بفرض اين خيابون اصلي کلاي اسپرينگه اينجا بانکه

کنار بانک يه مغازه ست کنار اونهم سالن تاتر پرايمروز

يه سالن کوچيکه قديمي کلانتر کجاست؟ اميدوارم خواب باشه

اما نگراني ما ازونجاست که دفتر مارشال به بانک احاطه داره

اگر اشتباهي پيش بياد تعدادي از ما از بين خواهد رفت

به چند نفر نياز داريم؟ نه نفر

پنج نفر تو بانک سه نفر تو خيابون

و يکنفر هم بصورت ناشناس روي بالکن سالن تاتر

اون ميتونه يه نفرو تو دفتر مارشال سرگرم کنه

من هرگز تو اين شهر نبودم من ميرم رو بالکن.باشه

تو،استار،جس و من ميشيم پنج تا با تو کمانچي؟ من هستم

من ميخواستم پنجمي باشم

متاسفم کسيکه نميتونه بدوه پذيرفته نيست اما من....-

رد؟نه فردا من عذرم پذيرفته ست يکار کوچيکي تو مکزيک دارم

پريچر؟ دعا براي مايه دار شدن نقطه ضعف منه به اميد خدا منم ميام

من نفر هشتمم ما يه نفر خجالتي داريم

دست به هفت تير ورن خيلي بدردبخوره اون همراه ما نيست

همينجا جاش ميذاريد؟ اين آلتر کين رو خيلي ناراحت نميکنه

منظورتو ميفهمم اما خودمو به ندونستن ميزنم

ميبخشمت نه بخاطر اينکه کارت اشتباه بود بلکه خيلي احمقانه بود اشتباه من؟

فرنچي اون جوون و خوش تيپه خيلي راحته وانمود کني موافقشي

اون تو رو ياد گذشته هات ميندازه غير ازين چيزي نيست

بهش گفتم همين غروب اينجارو ترک کنه

اون فردا با ما مياد خودش خواست؟

نه من ازش خواستم لازمش داريم

چه بخواد يا نه اون مياد مهمه برات؟

نه مهم نيست


به شونه م شليک کردند استار هم تير خورد

هرگز انقدر اوضاعو درهم و برهم نديدم تو تمام خيابون تيراندازي بود

من دقيقا تو موقعيت خودم بودم من و جسي رو هم سرزنش نکنيد ما همون کاري رو کرديم که فرنچي گفت

بگذريم خودش کجاست؟ اون ميدونه که ما اينجا جمع شديم الاناست که بياد

اگه کار بعديم اينجوري بشه...- ما کاري رو که بايد انجام بديم کرديم

کي سهم آلترو ميبره؟

سهمي به اون نميرسه من از کار کردن با اون خسته ام ما کنار اون در امانيم

شما2ساعته که اينجاييد و با من حرف نزديد بياييد با هم برقصيم

يه دقيقه ديگه

يه دقيقه ديگه ميام پيشت عزيزم

يکي بايد اون10درصد سهم آلترو براش ببره

من نه منهم اينهمه راهو بخاطر خدمت به او نميرم

من همينجا ميمونم ميخوام يکمي برقصم

شما3نفر ميمونيد

اينطوري عادلانه ست؟ با من همعقيده اييد

شاه

هفت خشت

پنج خشت

زودتر از اينا انتظارتو ميکشيدم

ميدونستم که ميايي،حواسم بود بهت گفتم ديگه برنگرد

مهم نيست چقدر بهم گفتي من برگشتم

منتظرت بودم کار چطور پيش رفت؟ بدون هيچ مشکلي

فعلا تعداديمون به سالن مارگي رسيدند بقيه هم بعدا ميايند

فردا هممون به لنگزي ميريم پس تو چرا اينجايي؟

يکي بايد سهمتو ميآورد چرا تو؟

قرعه بنام من افتاد قرعه؟ من تو بازي ورق خوش شانسم

در ضمن سيلي هم ميخوام البته اگه بتونم-ببوسمت-

ميدونم که ميتوني

گاهي از مردايي که حرف زنهارو باور ميکنند خوشم مياد

منم از زنهايي خوشم مياد که گاهي مثل يخند و گاهي مثل خورشد ميسوزند

يه موجود خيالي پوشيده در جين آبي يا در لباس روز تولد

اگر اجازه ميداديد آرزويي کنم آرزو ميکردم اون لباس رو دوباره ببينم

و اون شال و جواهرات وهمه اون چيزها

درست مثل همون شب

نظرت چيه؟

چي شد ورن؟

اينه اون موجود خيالي که امشب منو ميبوسه و فردا منو از خوش ميرونه

شايد،اگه اينطوري فکر ميکني پولي که برام آوردي کجاست؟

تو خورجين زينم پس برو بيارش

استار

Vern?

نميخوام فردا ازينجا بيرونت کنم

خيلي زيبا شدي

جواهراتو فرنچي بهت داده مردا خيلي جالبند همشون حسودند

فرنچي فقط يکيشو بهم داده کدوم؟گردنبند

بقيه رو با لباسم خريدم

اين چطور؟ اوه اون قسمتي از سهم من بود کينچ به من داد

کينچ؟پس اون کينچ بود

چيه؟موضوع چيه؟

حالا ميتونم بهت بگم که اون چيه که هر لحظه منو ميکشه

بهت بگم که کي قبل از تو اينو به سينه ميزد همون دختري که ميخواستم باهاش ازدواج کنم

دختريکه بهش تجاوز شد و کشته شد بدست مرديکه اين رو ازش گرفت

و10درصد سهم تو رو از زندگي اون دختر بخشيد

اون تو تابوته همون دختريکه چشماي آبي داشت

آيا خون روي زمين و جيغهاشو خيره کننده ميببيني؟

کينچ به من نگفت کينچ

منم فکر ميکردم ويلسون ،فاکتور،فرنچي بوده يا يه کسي که فرار کرده

خوشحالم که فرنچي نيست اگر چه اونم ميتونست باشه

يا هر کسيکه پنهاني به اينجا اومده باشه

يعني قلمرو تو.ببين آلتر اينجا خوابگاهه يا مخفيگاه مردگان؟

از پنجره بيرون رو نگاه کن اينجا پناهگاه توئه يا قبرستون؟

بنظرت يه دختر رقصنده زندگي کثيفي داشت؟

ميبايست به اون در مقايسه با چيزي که الان هستي افتخار کني

اينم سهمت بابت کار ديروز

اين پولم بابت اون ميخرمش و ازت پسش ميگيرم

بياييد بريم بچه ها

شونه م


اينو ديده بودي کينچ؟

بگيرش،برش دار

اينو ديده بودي کينچ تو وايومينگ به سينه يه دختر

آلتر بهت گفت اومدم بکشمت ويلسون،جري

اين يه مسئله شخصيه بکشيد کنار

شما کارتونو تو اينجا انجام داديد ازين شهر بريد بيرون

بمونيد آلتر مارو مجازات ميکنه

بيرون

ميخوام بکشمت اما به قتل نميرسونم

حتي بهت يه شانسم ميدم بجنب هفت تيرتو بکش

من تو رو ديدم تو هفت تير کشي به فرنچي ياد دادي نميتوني به مبارزه مجبورم کني

اسلحه تو بکش

اسلحه تو بکش All right.

اسلحه تو بکش

اسلحه خودتو بيرون بکش و اونهارو در دو طرفت نگهدار

هر وقت متصدي بار گفت،شليک

شايد ميخواي به روده هات شليک کني دليلي براي اينکار نميبينم،اون جيغ زد

اگه جيغ نزده بود حالا زنده بود بذار ببينم تو چطور دوس داري

بيا جلو و جيغ بزن طولاني تر از زندگي جيغ بزن

اين درگيري بابت چيه؟

تيراندازي تو شهر من ممنوعه

اين مرد بابت قتل دختري به نام بث فوربس تحت تعقيبه

دهم آکوست سال پيش تو محله ايي بنام ويتمور در شهر وايومينگ

اين صحت داره؟ کلانتر من شنيدم که پذيرفت

ممنون آقا.من علاقه خاصي دارم به موشهايي که زنها رو ميکشند

به شما بعنوان شاهد نياز دارم تو شهر ميمونيد؟بله

بريم


بدون اينکه سر و صدايي بکنيد اين مردو آزاد کنيد

اين مرد زنداني منه بله

ما با کسي که اين مرد رو مجازات کرد معامله کرديم

گونزالس،هاربين

Altar!

Altar? Altar!

چه خبر شده؟ هاربين و گونزالس کجان؟

عذر همشون خواستم

شونه ت زخميه؟ انقدر بد که منو برگردنه اينجا بجاي ادامه دادن کار

هيچ اسبي تو اصطبل نيست؟ چه خبر شده؟

اونهارو براي فروش به سيلور سيتي بردن

اين يادداشتم مال توئه

اينکار بخاطر مزرعه ست پولها هم جاشون امنه

من دارم ميرم فرنچي

ورن اينجا بوده؟ آره

تو اينکارو ازترس اون انجام ميدي؟ آره

تو هيچ جا نميري تو مال مني،همينجا ميموني

تو دوس داري همه چيزو از دست بدي؟ نه

اگه تورو از دست بدم ممکنه خودم رو به مارشال تسليم کنم

اين فکرو از سرت بيرون کن تو حق نداري ديگه ورن رو ببيني

اون نميتونه منو داشته باشه چون من متعلق به توام

براي اينکه همه چيز به تو تعلق داره و با تو معني ميگيره منظورم تو و مزرعه ست

باورت نميکنم حرفاتو باور نميکنم

کجا ميخواي بري؟ دور،دور ارينجا

پيش بلدي گندر و يا هر سالن ديگه ايي که منو بخواد

قبل ازينکه اينکارو بکني ميکشمت

سلام فرنچي تو و آلتر اسباب کشيتون طول ميکشه؟

اينجا بيشتر شبيه يه دررو شده مثل ادمايي شديد که ميخوان قال بزارند و برند

جريان چيه؟ نقشه فرار؟ هيچکس جايي نميره

آلتر تصميم داشت که نظرشو عوض کرد

هيچ فرقي نميکنه ما براش نقشه ايي داريم

اون به ورن گفته که سنجاق سينه ش مال دوست دختر اون بوده که من توي يه سرقت کشتمش

چيز ناگفته ايي باقي نمونده همه چيزو در مورد ما بهش گفته

من بهش گفتم سنجاق سينه رو از کجا بدست آوردم فقط همين

باورش ميکنم

تو مرد منطقي ايي هستي اونها وقتي پرونده ايي رو شروع کنند دست بردار نيستند

هيچوقت مارشال ازينحا تا کانزاس بخاطر حرفاي يه زن نميره

ما بخاطر شما خيلي چيزها از دست داديم تو چکمه هاتو با لباس ما پاک کردي

خيلي حيف که پريچر اينجا نيست تا همه چيزو برات بازگو کنه

ميتونيد من و اونو بگيريد اما مگه از رو جنازه من رد بشيد

اين همونجاييکه داري اشتباه ميکني فرنچي

يه اسلحه پشت سرت تو رو نشونه رفته که پشتش ويلسونه

اگه فکر ميکني ميخوام برگردم کاملا در اشتباهي

خيله خب تو بهش بگو

همينطوره فرنچي ممکنه تو جون يه نفر از مارو بگيري شايدم دو نفر

اما بازم نفر سومي براي حل و فصل قضيه با اون مونده

شما يه شانس داريد اينجا مال شما بذاريد ما بريم

شما شانسي نداريد

شانس با ماست بازي رو ما اتنخاب ميکنيم شانس از شما برگشت

هنوز يه اسلحه اونجا هست ولي پشتش کسي نيست

چون من ويلسونو محکم بستم

من از500متري پشت سرتون بودم

همه ما براي يک هدف با دلايل مختلف ميرفتيم

حالا دوستانت هيچ کمکي به تو نميتونند بکنند همونهايي که کار کلانترو ساختند

بقيه افرادت اختيارشون با خودت هست فرنچي

بسته به خودته ميخواي آزادشون کن ميخواي دارشون بزن

کشتنشون شايسته تره

منتها اولش نظرتو راجب چيزي ميخوام اينکه تا مدتي اونها رو اينجا نگهدار

تا زمانيکه من شخصا کينچ رو به زندان ببرم

يکساعت به من وقت بده

ورن شايد بتونيم با هم معامله ايي بکنيم البته اگر مايلي

حواست به پنجره باشه

شليک نکنيد تفنگهاتونو بندازيد اينطرف

کومانچي

عجله کن اول تو


راهتونو بگيريد و ديگه برنگرديد

کلانتر و افرداش اون بيرون منتظرند

من نميتونم مبارزه کنم ما حتما گرفتار ميشيم

اين مشکل شماست شانستونو امتحان کنيد

اگه يه وقتي افراد کلانتر اونهارو بگيرند بالاخره ميان سراغت

استقبال ميکنم دير يا زود همه مون گرفتار ميشيم

منتها قبلش من و تو بايد يه مسئله ايي رو حل و فصل کنيم


آلتر

اون براي نجات جون تو جلوي گلوله ايستاد

دور شدندChuck-A-Luckدو مرد از

در حاليکه مرگ در کنارشان بود

افسانه ها ميگويند که آنها آن روز مردند

آنها با اسلحه هايي خالي جنگيدند و بر زمين افتادند

و اينچنين افسانه کينه،قتل،انتقام پايان يافت

اديت و ترجمه داود رمضان نيا