The Invention of Lying (2009) Script

Farzin07 با افتخار تقديم ميکند

.آزمايش ميشه , آزمايش ميشه

.تيتراژ آغازين آزمايش ميشه .تيتراژي که هيچ کس بهش محل نميزاره

.ما آدماي کاسبي هستيم"

ما قبل از شروع فيلم" " ...تيتراژ ميخواهيم , چونکه

به هر حال

داستاني که قراره شما ببينيد در دنيايي رخ ميده که

که نژاد انسان ها توانايي دروغ گفتن رو نداشتن

.اين هم يک نمونه ي بارز از شهري در اين دنيا

همونطور که مي بيني , مردم شغل , ماشين خونه و خانواده دارند

.اما همگي به طور کامل , حقيقت رو ميگن

چون چيزي به اسم تقلب , پاچه خواري و يا دروغ وجود نداره

مردم دقيقا اون چيزيکه فکر ميکنن رو بيان ميکنن

و اين بعضي وقتا ميتونه بنظر يه کمي خشن بياد

.اما اونا تو اين قضيه چاره اي ديگه ندارند اين طبيعتشونه

ببين , من امروز سر کار نميام

.نه , مريض نيستم .فقط از اونجا حالم بهم ميخوره

.بچه ات خيلي بي ريخته .يه جورايي شبيه موشِ

.من امروز يکي از بزرگترين گوزهاي عمرمو دادم

چي سفارش مي دي؟

بنابراين اگر شما هم چاق هستيد , يه کم بي عرضه تر از اين آقا , به عنوان مثال

در ضمن , ايشون مارک بليسون هستن

پس شما هميشه تنهايي و روي پله ي پاييني هستي

, اما در ادامه ي داستان سرنوشت ايشون قراره عوض بشه

.زماني که ايشون بدنيا اولين دروغ رو ميگه

.خودشم هنوز خبر نداره

.پس مشتاقانه منتظر باشيد

.ضايع بازي نکن

!سلام - سلام -

.زود اومدي

.داشتم خود ارضايي ميکردم

الان مجبورم به کسِ ات فکر کنم!؟

من مارک هستم.حالت چطوره؟

.در حال حاضر يکمي نااميدم

همچنين به همان اندازه بابت قرار امشبمون افسرده و بدبين ام

.درسته

.من آنا هستم. بيا تو

.همينجا منتظر باش

من بايد کارمو تموم کنم

,وقتي اين کار رو ميکنم ميتونم بفهمم که هنوزم شهوتي ام

و سعي ميکنم بدون اينکه تو بفهمي کار خود ارضايي رو تموم کنم

.حالا ميفهمم خيلي ناشي گري کردم که زود اومدم

آره , بابت زود اومدنت نااميدم کردي

و به طور کلي براي امشب اشتياق آنچناني نداشتم

اما فکر تا آخر عمر مجرد موندن

.هم من و هم مادرمو ترسونده

درسته

به گمونم شروع به خود ارضايي کرده باشي چون بنظر خيلي ساکت مياي

و اينکه گفتي سعي ميکني اينکارو بدون اينکه من بفهمم ميکني

نگرانم که اون رستوراني که واست نشون کردم مناسب حال تو نباشه

اين همه توان منه

با توجه به وضعيت الانم

مي دونم که 40 سالمه

.من تا حالا هيچي از دارايي هاي مالي نگرفتم

, همچنين رئيسم گفته شايد اين هفته مجبور بشه منو اخراج کنه

.همين الان ارضا شدم

.اين من رو شهوتي ميکنه .اميدوارم اين قرار آخرش با سکس تموم بشه

.من جذابيتي در تو نديدم

بريم؟

آره

اول شما - ممنون -

به قشنگي اي که يادمه نيست - قراره در مورد چي صحبت کنيم؟ -

سلام من توسط تو تهديد شدم

.مارک بيلسون.ميزِ 2 نفره

.البته. همراه من بياييد

ممنونم

.ممنونم

پلاستيک - خيلي شرمسارم از اينکه اينجا کار ميکنم -

.سلام - .سلام -

سلام - و شما خيلي خوشگلي -

فقط اين يه کم کارو خراب کرده

ممکنه ابتدا براي هر دوي شما کمي نوشيدني بيارم؟

آره - من يه بادُوايزر سفارش ميدم , خواهشاً -

منم يک مگنو مارگاريتو سفارش ميدم

و احتمالا آخراي شب 3 تا نوشيدني ديگه سفارش بدم

خواهرته؟ - نه -

دخترته؟ - نه -

.اين خانم خارج از رنج توئه

.ممنون

ميتونم چندتا سوال در مورد خودت بپرسم؟

آره

روزاتو چطوري سپري ميکني؟

من ساعت 8 صبح از خواب بيدار ميشم

چونکه صداي زنگ ساعت , خواب منو قطع ميکنه

و من خم ميشم و خاموشش ميکنم

.خاموشش ميکني خيلي ويژه تر از اون چيزيکه فکرشو مي کردم بود

چي ميخواستي بدوني؟ - ... فقط -

خب , شغلي چيزي هم داري؟ - من يه کاره اداري دارم -

چيکار ميکني؟ - مدير اجرائي ام -

از کارِِت لذت ميبري - نه -

, اما از نتيجه ي آخر کارم لذت ميبرم

.چون پول توشه

همچنين ميزان زمانش نسبت به ميزان پولش خيلي خوبه

که خرج چيزايي که دوست دارم ميشه مثل لباسام , گردش و خوشگذرونيم ميشه

.با وجودي که ميدونم واسم خوب نيست

اما ترجيح ميدم همه پولو بگيرم و مجبور نباشم واسه نتيجه اش کار کنم

همينطوره

.با اين وجود , يه چيزي در مورد خودت بهم بگو

.تو الانم خيلي چيزا ازم مي دوني

مي دوني که تيپ خوبي دارم .چون , خب , همينيه که اينجا هستم

مي دوني که آدم موفقي هستم

چونکه آپارتمانم رو ديدي و لباس هايي که ميپوشم

و مي دوني که هميشه خوشحالم چونکه لبخند مي زنم

آيا هميشه خوشحالي؟ - بيشتر وقتا -

بعضي روزا تو رختخواب , غذا ميخورم و گريه ميکنم

بفرماييد - دستت درد نکنه -

... از اون قسمتش يه کم مزمزه کردم , و - باشه -

شما ها آماده ايد که سفارش بديد يا چند دقيقه اي زمان ميخوايد؟

.من راحتم

من سالاد مخلوط با جوجه ميخورم .چونکه گمون ميکنم چاق شدم

اما گذشته از اين من سزاوار چيزي که مزه ي خوبي داره هستم

من ماهي با ذرت ميخورم .چونکه آخرين باري که اينجا بودم همينو خوردم

.تنها چيزيه که بلدم

.بسيار خب, هر دو رو الان آماده ميکنم

اگه شمارمو بهت بدم , بهم زنگ ميزني؟

.نه

.ببخشيد , مادرمِ

گمونم مادرم ميخواد قرارمون رو بررسي کنه .زياد طول نميکشه

سلام

.آره , الان پيش اونم

.نه , نه زياد جذاب نيست .نه , پولدارم نيست

.با اين حال خوبه .بنظر خوب مياد. يه جورايي باحاله

. يه کم چاقِ

.يه دماغ نسبتاً پهن و بامزه داره

مثل اين ميمونه که يه قورباغه رو صورتشه

... آره , اما

.نه , امشب باهاش نمي خوابم

.نه. احتمالا خبري از بوسه هم نيست

.باشه. تو هم همينطور از اين بابت متاسفم

.اشکالي نداره. ديگه بهش فکر نکن حالِ مادرت چطوره؟

... بد نيست - ... خيلي عاليه , اين -

.ممنون که همراه من به اين قرار ملاقات اومدي

.تو خارج از رِنج من هستي و مي دونم که اينکار رو بخاطر "گرِگ" کردي

... و مطمئنا امکان نداره يکبار ديگه ازت بشنوم , اما

اوقات بهتري از اون چيزي که فکر ميکردم داشتم

اما تا زمانيکه کمتر مست نکنم نمي تونم بفهمم که چه احساسي بهت دارم

درسته - آره -

خب , فردا که به هوش اومدي اگه هنوز منو دوست داشتي بهم زنگ بزن

.ممکنه

.بابت ماچ روي گونه هم ممنون

... مي دونم که مجبور نبودي که !خيلي خوشگلي! شب به خير

, اولين بار تقريباً در 4000 سال قبل استفاده شد آنهم در ارابه هاي سلتيکي

, اکثرا .تا اواخر سال 1800 بدون تغيير انسان بود

سلام, اينجانب باب , سخنگوي شرکت کوکا کولا هستم

امروز به اينجا آمدم تا از شما بخواهم .تا به خريد کوکا کولا ادامه دهيد

مطمئنم که سالهاست از اين نوشيدني استفاده مي کنيد

و در صورتيکه هنوز از آن لذت مي بريد, خب مايلم به شما ياداوري کنم

.هرچه زودتر يکبار ديگر خريداري فرماييد

.اساسا از شکر رنگي و آب تشکيل شده

,به تازگي آنچنان تغييري در ترکيبات اون صورت نگرفته

پس چيز جديدي نمونده که بتونم واستون بگم

بهرحال , گرداگرد بطري تا حدودي عوض شده

, شما مي تونيد رنگ هاي متفاوتي رو اينجاها ببينيد

,و ما يک خرس سفيد رو اضافه کرديم تا بچه از ما خوششون بياد

,نوشابه ها مملو از شکر هستند , مثل تمام سودا هاي کالري بالا

ميتونه در بچه ها و بزرگسالاني که توانايي تحملِ خوراکي هاي خيلي مغذي رو ندارند ايجاد چاقي کنه

.همين. اين نوشابه است .خيلي معروفه. همه ميشناسنش

.من باب هستم. براي نوشابه ها کار ميکنم .و از شما ميخوام دست از خريد نوشابه ها نکشيد

.همين

.يه کم شيرين بود

.ممنون

.آسانسور رو نگه دار

سلام مارک. اوضاع احوال چطوره؟ - .سلام "فرانک". زياد خوب نيست -

ديشب با دختري که تو اين چند سال بهش علاقه مند بودم قرار داشتم

.احتمالا هيچوقت ديگه با من تماس نگيره

.و فکر مي کنم امروز حکم اخراجمو بگيرم اوضاع تو چطوره؟

.در واقع , منم اوضاعم روبراه نيست

هرشب مسکن ميخورم

چون خيلي مي ترسم که ... عملا دست به خودکشي بزنم , پس

.فردا مي بينمت

.اگه نمرده بودم , حتما

خوبه. هميشه همينو ميگي , باشه - بسيار خب , روز خوبي داشته باشي -

.به سلامت

!اين طبيعي نيست .هيچ چيزِ اينجا طبيعي نيست! ما همه حيونيم

چرا من لباس مي پوشم؟ شما آدما اينجوري چطور زندگي مي کنيد؟

چرا همه جا از بتونِ ؟

, امروز صبح که از خواب بيدار شدم فهميدم اونقدرام دوست ندارم

.اما گذشته از اين , فکر خوابيدن با تو ديوونه ام کرده

اين حرفو ميزني که دوسِت نداشته باشم .اما اين باعث ميشه بيشتر بهت علاقه مند بشم

.من فقط امروز رو نمي خوام برم اون تو .نمي خوام , ميفهمي

تماميِ توليدات فيلم لِکچر در همين قسمت نوشته , ضبط و ويرايش ميشه

در واقع اين ساختمان مکاني است که نويسنده هاي بااستعداد فيلم لکچرِ

نمايشي ترين رويدادهاي تاريخيِ گذشته جهان رو به ثبت رساندند

سرگرم کننده ترين و حتي , خنده دارترين لحظات از تاريخ جهان

,که قراره به تصوير کشيده بشن و در اختيار خوانندگانِ مشهور ما قرار بگيرند

تا بازخواني شده .و در آخر براي تماشاي عموم ضبط شود

,حالا , اگه من رو تا اينجا همراهي کنيد پيش نمايشي ازمحصول تابستان

لکچر فيلم را به شما نشان مي دهم که بزودي غوغا ميکنه

.ناپلئون : 1812 تا 1813

, بزودي از لکچر فيلم

نويسنده نمايش نامه : برد کسلر نقش اول فيلم : نيتنگولد فرپر

.ناپلئون : 1812 تا 1813

و بنابراين ناپلئون به روسيه حمله کرد

با پيروي کورکورانه تقريباً 700000 هزار انسان

با سلاح هاي سنگين .و به پشتيباني تشکيلات توپخانه اي

توسط بيماري و گرسنگي ناتوان شد

.افراد ناپلئون استقامت به خرج دادند

... اينگونه بود که

.دوستان , توجه کنيد

, مارک بليسون اينجاست يکي از نويسندگان لکچر فيلم

مارک يکي از موفق ترين زير اعضاي گروه نمايشنامه نويسان لکچر فيلم هستند

.اتفاقاً شنيدم که قراره امروز اخراج بشه

حالا بريم به طاقنماي ويرايش , جايي که ما مي تونيم آخرين مراحل اتمام کار رو تماشا کنيم

, و در آخر تماشاخانه ي لکچر فيلم اختراع چنگال. از اين طرف

."صبح بخير , "شالي

.سلام , مارک

من هر روز بيشتر و بيشتر متوجه ميشم که چقدر شايسته اين مقامم

.و چقدر تو در مقامِ ات نامناسبي

هيچ پيامي واسم نيومده؟

حدود 1 ساعت پيش آنتوني اومد ببينه ميتونه شجاعت اخراج کردن تو رو پيدا کنه

اگه نمي تونست , ميگفت حتما فردا اينکارو ميکنم

پيام ديگه اي نيست؟ پيامي که ربطي به اخراج شدن نداشته باشه؟

خب , من به همه گفتم که تو اين هفته داري اخراج ميشي

و اونا هم دلشون نميخواد که تماس هاشون برگشت بخوره

بنابراين هيچ کس پيامي قرار نداده

...باشه , دفعه ي بعد

.فکر نميکنم دفعه ي بعدي مونده باشه

, پيام ها رو دريافت کن تا زمانيکه اخراج نشدم

.شما به طور قطع داري اخراج ميشي

... آره , اما من هنوزم اينجام , پس

.بنظر وقت تلف کردن مياد

.نه خيرم

تو وظيفه داري ...پيام ها رو دريافت کني تا وقتيکه اخرا

اما همه ميدونن که ميشي - .هنوز که نشدم -

.باشه. اما همه مي دونن که ميشي

... من تو دفترم هستم , پس

.باشه .تو مجله ها دنبال يه شغل جديد واست ميگردم

تو بهتره فقط کار خودتو بکني

.نه , ممنونم

آنتوني "؟ "

بيا تو. چي؟

بيا تو

.امروز قيافه ات خيلي داغون به نظر مياد .اين ممکنه قضيه رو سخت تر کنه

آنتوني. منو اخراج نکن - مارک -

.آدماي سال 1300 خيلي خسته کننده اند

و دو تا نمايشنامه آخري که تحويل دادي خيلي کسل کننده بودن

.اوني که در مورد مصيبت طاعون بود

.تو سال 1300 انتظار داري در مورد چي بنويسم؟

.همه مشکلات از جانب تو نيست , مارک .تو در گير يک قرن سخت شدي

نه , نه , من مي تونم تو کارم موفق بشم - مارک -

.کلاً بيخيالش شو

.قرار نيست اتفاق جديدي تو سال 1300 بيفته

در لکچر فيلم , ما مي خوايم .مشهورترين خوانندگان روز رو داشته باشيم

.و اونا داستان هايي رو بخونن که مردم مي دونند و دوست دارند

... من دارم

... مي تونم ... اشکالي نداره اگه

فردا بر ميگردم و کار رو تموم ميکنم؟ - ... خب -

من تا حدودي بابت اخراج کردن تو عصبي ميشم فقط نمي تونم اينکارُ رو در رو بکنم

.ببين , شايد ... شايد بايد در موردش فکر کنم

خب , پس منم فکر ميکنم اخراجم ميکنه , اخراجم نميکنه"؟"

.تو اخراج شدي - ... من اخراج شدم, آره؟ چون من کمي

.آره. اوه , پسر

, مارک , امروز صبح از خواب بيدار شدم مست نبودم , و فهميدم

از اونجايي که از کمپاني شما خوشم مياد

با توجه به قيافه , وضعيت مالي و موقعيت شما در زندگي

.من هيچ رغبتي به رابطه ي عاشقانه مون ندارم

.من يه کم زيادي خارج از رِنج تو هستم. آنا

دليلش برميگرده به اخراج شدنت؟

... و چون که اين ايميل رو از يک خانم دريافت کردم

آره , بخش مورد علاقه من وقتي بود که ميگه .با توجه به قيافه ات

تو نامه ي من رو خوندي؟

.آره , نامه همه خونده ميشه

اين بهترين چيزيه که .تويه همه ي اين سال ها داشتم

.واسه من نه

ميخوام برم اِسنک بگيرم تو هم اِسنک ميخواي؟

پس؟

.تقريبا از تمام دقايقي که براي تو کار کردم متنفرم

خب , حالا ميخواي چيکار کني؟

.نمي دونم

.اما اميد زيادي به آينده ندارم

منم اميد زيادي به تو ندارم اما اميدوارم که موفق باشي

خداحافظ , مارک - خداحافظ , شالي -

مارک بله؟ -

اشکالي نداره چند ثانيه اي باهات صحبت کنم؟ - .نه -

خبردار شدم که اخراجت کردن - آره -

بايد خيلي سخت باشه - آره -

خب , فقط ميخواستم خداحافظي کنم .و اينکه هميشه ازت متنفر بودم

...تو هميشه - متنفر بودم -

من خبر نداشتم - آره , خيلي ها مي دونستن -

چي , تو به بقيه هم گفتي که از من متنفري؟ آره -

.حتي خيلي ها رو هم بر عليه ات کردم

اينکه اومدي منو ببيني به همين خاطر بود؟ اينکه بهم بگي ازم متنفري؟

, نه , اومدم باهات خداحافظي کنم

و بقيه اش يه جورايي اتفاقي شد

.بيخيال شو , آره , همينطوره

هميشه مي دونستم که قضيه طاعون سياه به درد فيلم نميخوره

تو يک نويسنده به دردنخوري انتخاب هم شدي واسه يک قرن به دردنخور

.و يک سگ قد کوتاهي

.يه سگ

اما من هميشه ازت ميترسيدم

چون يه چيزي در مورد تو هست .که من ازش سر در نميارم

.و من از چيزي که ازش سر نيارم متنفرم

.اما تو هميشه يه بي عرضه ميموني

و من هميشه از هر لحاظ موفق تر از تو خواهم بود

.و تو همينطوري باقي ميموني

و شالي فکر ميکنه که .تو همجنس گراي سنگين وزن هستي

نه , من چنين چيزي نگفتم - دستت درد نکنه -

.من گفتم, "همجنس گراي چاق

.توپولي , "همجنس گراي چاق

.قبول دارم که اشتباه کردم

"من با اسم "همجنس گراي سنگين وزن ناراحت مي شدم

.مهم نيست .بهرحال , تو يه کوتوله خپله خنده داري

.مارک , سعي کن از زندگي بدبختانه ات لذت ببري

.خيلي باحاله

.راستش , نه

.نظر خودته.خداحافظ , شالي

.مشتاقانه منتظرم که هرگز نبينمت

.خانم جانسون , شما بايد داروهاتون رو بخوريد

سلام - اومديد اينجا که شخص مُسن ي رو تحويل بديد؟ -

.من قبلا مارتا بليسون رو آوردم , من پسرشم

.خيلي خوبه که شما اينجايي .حالشون اصلاً خوب نيست

شما امروز بايد باهاشون خداحافظي آخر رو داشته باشيد

آره. يه نفر هر دفعه که ميام اينجا اينو بهم ميگه

.ايشون در ابتداي دسته افراد مردني هستند

.تو شبيه پسر مرحومم هستي

.هر روز بدتر از لحظه ي مرگِ

.قرص هاي من همه چيزو نارنجي نشون ميده

.مامان , اينجوري که خيلي ناراحت کنندست .حداقل يه نگاهي به منظره بيرون بنداز

.تلويزيون خراب شده

.نه خراب نشده

احتمالا دوباره رو کنترل نشستي و شبکه رو عوض کردي

.آره , تو بايد , ببين

.تو بايد کانال 3 رو بزني تا ماهواره کار کنه

من هيچ کدوم از حرفايي که زدي رو نفهميدم

.اين باعث ميشه بترسم و اوقاتم تلخ بشه

.امروز از کار بيکار شدم , مامان

, الان 40 سالمه .و بدون هيچ دورنمايي مجردم

.اوضاع اينجايِ منم بهتر از اين نيست .حتي بدتر از اينم ميتونست باشه

.ممکن بود آواره بشيم

آرزو نمي کني که کاش ميتونستي اوضاع رو عوض کني؟

دلت نمي خواست که يه بي عرضه نمي بودي؟

.خب , گمون نميکنم که يه بي عرضه باشم

به طور حتم هستي , مامان

ما از يه نسل بي عرضه ايم .مشکل از طرف تو نيست

تو

.يه بي عـرضه اي

.دوست دارم , مارک

.منم همينطور , مامان

تو پيدا کردن کار موفق باشي , خب؟

.من ميرم

!خفه شو

.هنوز کار پيدا نکردم

سلام - اومدم دنبال اجاره -

آره , ميخواستم بيام پيشت باهات صحبت کنم .من ديروز اخراج شدم

.خبر دارم. واسه همينه که اومدم دنبال اجاره

آره , متوجه نشدم - چقدر پول داري؟ -

حدود 300 دلار تو حساب بانکيم دارم

اجاره ميشه 800 تا - مي دونم.چيزي پيشم نيست -

.پس تخليه کن .شما 1 روز فرصت داري خرت و پرتاتو بريزي بيرون

خب , ميخواي چطوري اينکارو بکنم؟

.شما 300 دلارت رو بگير. يه کاميون اجاره کن

چه کمکي از دستم برمياد , قربان؟

.پيش پاي شما از آپارتمانم خارج شدم

در واقع من مجبورم هرچي که تو حسابم هست رو واسه جابجايي وسايلم برداشت کنم

.فکر ميکنم مجبور باشم حسابمو ببندم

.احتمالا آوره بشم. مارک بليسون

, متاسفانه , قربان در حال حاضر دستگاه مشغوله

بنابراين تا زمان پايان پشتيبان گيري قادر به بستن حساب شما نيستيم

.اما ميتونم واسه برداشت موجودي کمکتون کنم چقدر مايليد امروز از حسابتون برداشت کنيد؟

.همه اشُ. هرچي که هست - .قربان , سيستم مشغوله -

ميشه بگي چه ميزان موجودي تو حسابتونه؟

آقا؟

800دلار

آقا؟

800دلار - ببخشيد؟ -

.تو حسابم 800 دلار هست

.کار پشتيبان گيري سيستم تموم شد

سيستم درست شده بچه ها - ممنونم , جيل -

.فقط يک لحظه تا به حسابتون دسترسي پيدا کنم شما گفتيد که 800 دلار ميخواهيد برداشت کنيد درسته؟

.يه لحظه صبر کنيد

اينجا گفته که شما 300 دلار بيشتر تو حسابتون نيست

اما شما گفتيد که ميخواهيد 800 دلار برداشت کنيد؟

.آره

.معذرت ميخوام , آقا

.به نظر مياد سيستم ما اشتباه کرده .اجازه بديد 800 دلارتون رو بدم

تراول بدم يا پول؟

تراول بديد - بسيار خب , بفرماييد -

.اينم 1 , 2 , 3 , 4 , 5 , 6 , 7 و 800 دلار

کمک ديگه اي هم از دستم من برمياد , آقا؟

.اگه ناراحت شديد ببخشيد


اينجا چيکار ميکني؟ - اومدم اجاره خونِمو بدم -

!بيخيال

امروز شانسي چيزي رو کشف کردم که .هيچکس تا حالا اونو کشف نکرده بود

کاري رو که من کردم رو تويه کتابهاي تاريخ واسه نسلهاي آينده در موردش مينويسند

با اين وجود , لحظاتي پيش , غيرقابل باور بود .نه تنها واسه خودم بلکه واسه همه ي انسانها

.گفتنش خيلي سخته

... و به راحتيِ چطوري توضيح بدم؟

.من چيزي رو گفتم که نبود

... من چيزي رو گفتم که نبود. من

چه کلمه اي واسش بگم؟ .هيچ کلمه اي واسش وجود نداره

.معلومه که وجود نداره. من اختراعش کردم

!اينو ببين. جيم

چيه؟

.اسم من داگ هست

اسمت داگِ؟ - سلام , داگ -

.خيلي عجيبه , من تا حالا اسم واقعي تو رو نمي دونستم .داگ خيلي خوبه. بهت مياد

!ول کن

اسم من چيه؟

داگِ - داگ -

!نه اين نيست. اسمم مارکِ

اسمت مارکِ؟ - .سلام , مارک

مارک بيشتر بهت مياد - مارکو -

.خيلي خب , نگرفتيد چي شد

.مارکو

من سياه پوستم - مي دونستم -

.تو خيلي پوستت روشنه , اما ميتونم ببينم

من هميشه يه دوست سياه پوست ميخواستم - منم همينطور -

.من اسکيمو هستم

!فوق العادست

.آره , من تا حالا اسکيموي سياه پوست نديده بودم

.من دزد دريايي ام

من نمي دونستم که اونا هنوزم هستند - از اون دزد دريايي خطرناکايي؟ -

من رام کننده ي شير هستم و .يه کلاه گيس پوشيدم

نمي ترسي يه روز گازِت بگيرن؟

.کلاه گيس باحاليه

من مخترع دوچرخه ام - از کارِت خيلي خوشم اومد -

ممکنه واسه سرعت 10 تخفيف بگيرم؟

.من يک فضانورد آلماني يک دستم

تاريخ پروازت کيه؟

.اين اندام مصنوعي خيلي واقع گرايانه بنظر مياد

.اين باور نکردنيه

.بيخيال , بزار يه کم شرط رو ببريم بالا .بيخيال شو

اگه بتوني دنيا رو بسازي , به هر طريقي که دلت بخواد

دلت ميخواد چيکار کني؟

,اگه بتوني هر چيزي رو تغيير بدي ,اگه بتوني هرکاري بکني

اولين کاري که ميکني چيه؟

اگه بتونم هر کاري بکنم؟

مثلاً هرکاري؟

.مثلاً هرکاري

.دست به سينه ي دخترا ميزدم

آره

.شايد باهاشون سکس هم داشته باشم

.موافقم.منم همينطور

.باشه. يه امتحاني ميکنيم

کجا داري ميري؟ - بيرون -

.به من نيگا نکن. من بهت علاقه اي ندارم

نه , گوش کن - .به خودت زحمت نده. همه اين چيزا رو قبلا شنيدم -

دنيا قراره تموم بشه .مگر اينکه ما همين الان سکس کنيم

,زمان هست که بريم به يه مسافرخونه يا بايد همينجا اينکارو بکنيم؟

.مسافرخونه

.کمکم کن لباسمو در بيارم

, دست نگه دار , وايسا , وايسا .بيا اول با همديگه آشنا بشيم

.نه ما بايد بريم تو کار سکس !دنيا داره تموم ميشه

... من که تو رو نميشناسم

!به فکر بچه ها باش !به فکر بچه هاي کوچولو باش

.بيا يه نوشيدني بنوشيم ... به نظر مياد که از

... بابت آبجو 10 دلار. خيلي متوجه نيستي؟

همه ي ما قراره بميريم - حقيقت نداره -

خب , معلومه که حقيقت داره دنيا قراره تموم بشه

ما بايد همين حالا بريم رو کار هم -

.يه لحظه. سلام , ناسا. آره , منم

.بهش خبر ميدم. خبر خيلي خوبي بود

حالا - ممنونم -

... دنيا قرار نيست تموم بشه. مجبور نيستيم

زنده ميمونيم - سکس -

زنده ميمونيم -

!ممنونم! ممنونم

بايد برم - نمي توني بموني؟ -

.ما ميتونيم تا آخر پيش هم باشيم

بسيار خب , يکي از بدترين تجربيات زندگيمو داشتم

نوع جديدي از دوچرخه اختراع کردي؟

ديگه چيکار ميکردي؟ .اگه ميتونستي هرکاري بکني

سينه - نه , قضيه سينه تموم شد -

بعد از اون چيکار ميکردي؟

خب , خودت چيکار مي کردي؟

.پول در مي آوردم

.تا مي تونستم پول در مي آوردم

.زودباش

کجا ميريم؟ - به يه سفر -

.من ميرونم

.نمي بايست من رانندگي ميکردم

.ولي بيخيالش .ولي بيخيالش. مي خوام تا ته اش باهات باشم

.اينم آخرش. بزن کنار

.وايسا

.بسيار خب , يه لطفي کن اجازه بده من صحبت کنم , باشه؟

.فکر کنم مي خوام بالا بيارم

.روبروي افسر پليس استفراغ نکن

به من نگو بالا نيار چونکه باعث ميشه حالم بيشتر خرابشه

سلام جناب سروان.حالتون چطوره؟

خب , خيالم راحت شد که شما دوتا زن و شوهر سياه پوست نيستيد

, احتمالش خيلي بيشتره که عصباني بشم

, بيخودي بهتون شليک کنم .و بعدش ميتونم اسلحه ام رو گم کنم

.خيلي خوبه

.من نمي خوام برم حبس - دلش نمي خواد بره حبس -

مشروب خوردي و سوار وسيله نقليه شدي؟

آره , خيلي مشروب خوردم - خب , پس واجب شد که حتما بري حبس -

.از تو ميخوام که به داخل اين تنفس کني

.جناب سروان, نيازي به انجام اين کار نيست

,مي خواستم بگم که .با يه نگاه به ماشين ميشه فهميد که

.نمي توني به من رشوه بدي

چرا؟ مگه چقدر ميخواي؟

5,400.

.خيلي زياده

به گمونم خيلي زياده, چرا اينقدر زياد؟

.به کوکائين گرون عادت کردم

.اما , مي دوني که , خيلي بيشتر از اين حرفاست

دلم ميخواد وقتي قيمت رو ميبرم بالا از محدوده جنايت هاي کوچيک خارج بشه

و کمک به حفظ احساس صداقت شخصي من بکنه

.نوعي از احساسات متعلق به کسي بودن اگه شما ... درسته

.خب , گپ خوبي با شما داشتم

ما رو باش , هنوز هم از تو ميخوام .که داخل اين تنفس کني

.تو بايد تنفس کني , مِک نزن

.آره. تقريبا از حدش هم گذشته .تو مستي

.تو بايد بري زندان. از ماشين خارج شو - دلم نمي خواد -

آقا , يکبار ديگه ازت ميخوام که از ماشين خارج بشي

به نفعته - نمي تونم -

!بسيار خب! با اين حساب! از ماشين بيا بيرون !بيا بيرون! تو مستي

تو بايد خجالت بکشي - جناب سروان -

بعدا در موردش فکر مي کنم -

جناب سروان , گوش کن , نه , نه , نه - آقا , برگرد تو ماشين -

.به حرفي که بهت مي زنم گوش کن

.ايشون مست نيست

.من اشتباه بسيار بدي کردم

... بعضي وقتا اينکارو ميکنم. يه کم

.بخاطر آدرنالينِ

.خب , در واقع , تحريکم ميکنه

از لحاظ بدني؟

... خيلي - .متاسفم -

.خواهش ميکنم.اجازه بده کمکت کنم

منو ميبخشي؟ چيزي ميخوري؟ مسموميت غذايي داري؟

تو ميشيني پشت فرمون؟ .آره. فکر خوبيه. ممنون -

.شرمنده ام

.خيلي معرکه بود

نيشتو ببند.من مريضم - خوب ميشي -

.خوبه

کجا داريم ميريم؟ - ميريم پولدار بشيم -

ما داريم اينجا چيکار مي کنيم؟ .ما که پول نداريم که دور بريزيم

.قرار نيست دور بريزيم

موفق باشي - ممنون -

سلام - سلام -

.ژتون , لطفاً

فرصت خوبيه که امشب همه ي پولتو اينجا ببازي

مي دونم - و اگه حتي اتفاقي برنده بشي -

يه احتمال خوب ديگه هم هست که .سرانجام , ما همه رو برنده ميشيم و پس ميگيريم

مي دونم - بعضي از بازي ها تعمير شدن -

.مثل اونايي که متصل به کامپيوتر هستن - .مي دونم -

موفق باشي - ممنونم -

سلام , رفقا - سلام -

,اگه ميتونستم يه رقاص کاباره بشم , ميشدم اما اونقدرا جذاب نيستم. نوشيدني؟

ما 2 تا آبجو ميخوايم, و اونجا .پيش اون ميز قمار تحويل ميگيريم

به سلامتي - زودباش -

.ميز قمار احمقانه ترين بازي اينجاست .همش شانسيه. به هيچوجه مهارت نميخواد

.بسيار خب , احساس خوش شانسي ميکنم

تو هيچ وقت تو زندگيت خوش شانس نبودي - فقط تماشا کن -

.شرطت رو بزار وسط

.سرانجام اين ميزبانِ که برنده ميشه

,بخاطر صفرهاي روي صفحه

.هر شرط تا حدي بسوي ميزبان توجه داره

.شماره 35 مشکي.هيچ کس برنده نشد

... اون چيزي غير عادي رو ببينيد , من تا حالا

.الان ديگه رفت.من روي 35 مشکي هستم , اتفاقاً

.ما يه برنده داريم

!کارت عالي بود

.تبريک ميگم , آقا

من الان برنده جايزه اصلي ماشين شدم .اما هيچ پولي بيرون نيومد

.از اين بابت متاسفم , قربان

.اجازه بديد مشکل رو برطرف کنم قربان و آيا ميتونم تبريک بگم , قربان؟

.متشکرم

.ما برنده جايزه اصلي اينجا داريم ميشه در گاوصندوق رو باز کني؟

.امشب باحالترين شب کل زندگيمه

به اين فکر کن که چه باحال ميشد اگه تو بوي استفراغ نمي دادي؟

.مي دونم

مارک , اوضاع چطوره؟

.خوبه

اوضاع تو چطوره؟

.تاحدي وحشتناک

کل ديشب داشتم تو اينترنت تحقيق ميکردم

.مثل خودکشي به وسيله خفه کردن

.گمونم همين کاريه که امشب بايد انجامش بدم

.بعداً

.فرانک

بله؟

.اينکارو نکن

... چرا؟ يعني

.مي دوني که , من بدبختم .گمون نمي کنم کسي اهميت بده

.من اهميت ميدم

اما تو هم بدبختي .پس چيزي به حساب نمياي

.اوضاع روبراه ميشه

خبريه؟

.آره. تو قراره يکي رو ببيني

.تو قراره خوشبخت بشي

من نبايد خودکشي کنم؟

.به هيچ وجه

.باشه, پس لازم نيست من خودکشي کنم

... به نظرم

, به نظرم اون ... ايده خفه کردن

به نظرم اون ايده بسيار خوبي بود , مي دوني؟

.نه نبود

.شبِ من خودشو نشون داد

دلت ميخواد امشب يه کم با هم باشيم؟

.راستش نه

.بسيار خب. اشکالي نداره

.نه! فکر خوبيه

.بيا پيشم. شب مي بينمت

.امشب مي بينمت

.عاليه , باشه


.سلام , آنا هستم

.سلام , منم مارک

سلام مارک. ايميلم بدستت نرسيد؟

اوني که درمورد اينکه به حد کافي واست خوب نبودم؟

.آره همون

.آره , گرفتم , دستت درد نکنه

گوش کن , دليل تماسم اينه که .ميخوام باهات يه قرار ديگه بزارم

چرا اين کار رو کردي؟

راستش , من متوجه شدم که تقريبا مي تونم . زندگيمو به اون روشي که ميخوام داشته باشم

.بهت تبريک ميگم! من بايد برم

.نه , صبر کن

گوش کن , مي دونم که گفتي دلت نمي خواد هيچوقت ديگه با من قرار بزاري

.اما من الان فرق کردم .به نظرم الان تو رِنج تو ام

قيافه ات بهتر شده؟

.نه. مقتدرتر شدم .به نظرم بايد خودت ببيني

رفتي باشگاه؟

... نه. عضو باشگاه شدم , اما فقط .اوضاع واسه من فرق کرده

.به گمونم بسختي من رو بشناسي

لباس جديد خريدي؟

.نه. متاسفم , ميشه قرار رو بزاري؟ خيلي عالي ميشه

, خودت اينو قبول کردي .مي دوني , موفق شديم

.اگه اوقات خوبي داشتي , اونوقت بله رو بگو

,من ازت يه چيز خيلي کوچيک خواستم .يه قرار کوچيک بي اهميت

.باشه , قبوله

.فوق العاده است

فردا حدودايه ساعت 8 ميام دنبالت؟

,احتمالا , اگرچه , اين آخرين قرارمون خواهد بود .پس اينو بدون

.باشه.عاليه

!باشه. خدافظ

!خدافظ

قطع کن , مارک

.خدافظ

ارائه غرور آميز ... .انقلاب صعنتي

.سلام , من آنجلو بداسميت هستم

بياييد تا براي شما در مورد رويدادهاي مهيجي که در

طول انقلاب صنعتي رخ داد بخوانم

نوشته ي محبوبترين و معتبرترين نويسنده اين محصول

.برد کسلر

فکر نمي کنم هيچ کسي قلمي بهتر از برد کسلر داشته باشه

نه؟


آهاي؟

اومدي التماس کني برگردي سرکار؟

!همگي

اين همون بي عرضه ايِ که فکر ميکرد با طاعون سياه

.يه فيلم دلچسب ميشه درست کرد

.آهاي! موفق باشي, بيچاره

تو نمي توني بري داخل - قرار ملاقات داشتم -

.پس برو داخل

.بعدا باهات صحبت مي کنم

.سلام. مسئول استوديو بود

تو چرا اينجايي؟

,خب , موقعي که منو اخراج کردي .به طور جدي افسرده شدم

مي دونستم - ... اما -

رفتم پياده روي , درست بيرون از شهر

, و شانسي به يه صحرا رسيدم .و پاي يک درخت خوابم برد , يه درخت گرمسيري

حال خوبي با داستان هاي تغيير زندگي ساير مردم پيدا نمي کنم

, و پس از اينکه بيدار شدم .ديدم يه چيزي از شن ها بيرون اومده

, و متوجه شدم .که اون يه صندوقچه ي باستاني بوده

خيلي قديمي. 700 ساله

.و داخل اون صندوق اين بود

اين چيه؟

.رويدادي از تاريخ که تاکنون خونده نشده

چه زماني رخ داده؟

.سال 1300

.بيخيال , نه , مارک

, مارک , قبلا هم بهت گفتم .ما فيلم طاعون سياه رو درست نمي کنيم

.اين در مورد طاعون سياه نيست .اين فقط در مورد طاعون سياه نيست

اين درموردِ .. ميشه بخونمش , خواهشاً؟

.ذوق زده شو. رو ميز نزن. ذوق زده شو

, خيلي ذوق زده شو

چونکه اين يکي از بهترين مکشوفاتيه

.که بشر تونسته کشف کنه

.و تو هم ميتوني جزئي از اون باشي

آره , اما اونجا فيلم هم وجود داره؟

بزرگترين فيلمي که تاکنون .لکچر فيلم توليد کرده

.شروع به خوندن کن

در همان روز اول قرن 14 ام" .فرصت بااهميتي رخ داد

.شروعي همچون روزهاي ديگر داشت خورشيد طلوع کرد. صداي گريه نوزادان بلند شد

اما همه ي اينها زمانيکه هيولا با سفينه اش از آسمان سقوط کرد

" .و به قلب شهر بابل نشست تمام شد

چي؟

.همه رو جمع کن اينجا , همين الان .يه چيز خفن نصيبمون شده

.خواهش ميکنم , مارک , ادامه بده

ارتش نينجا توپ هاي آتشين و بزرگي رو رها کردن

و دايناسورهاي ماشيني آورده شدند .تا زانو بزنند , و مريخ و زمين را نجات دهند

و زن هاي برهنه ي آمازوني و مريخي " .همگي در يک صحنه فراگير

" .زمين نجات يافت

به "جبداه" و "آلينا" توسط "وانگلر" پادشاه مريخي ها اجازه داده شد تا با هم ازدواج کنند

اين اولين جشن عروسي انسانها و زن هاي برهنه ي آمازوني و مريخي بود

.و از هيچ هزينه اي خودداري نشد

تمام بابل و مريخ دعوت شدند " .تا به جشن ملحق شوند

.جشن عروسي در روز بانشاط "و تابستاني مريخ استحکام پيدا کرد

و تمامي بازماندگان جنگ عظيم نينجا

.و طاعون سياه حضور داشتند

آنها مهماني گرفتند و خنديدند و رقصيدند" .و اوقات خوشي بود

در لحظه ي بوسيدن تازه عروس و داماد ها"

پادشاه ونگلر ذهن همه ي انسانها رو پاک کرد

بدين خاطر تمامي اطلاعات و رويدادهاي اون موقع تا 700 سال آشکار نشد

, تا اينکه يک روز" يک نويسنده ي خبره به نام مارک بليسون

به طور اتفاقي اونا رو از صحرا پيدا کرد بعد از اينکه توسط رئيس مزخرفش , آنتوني , اخراج شد

, و مورد تمسخر برد و شالي قرار گرفت" .دو تا بيچاره ي گردن کلفت

لکچر فيلم به کارش ادامه داد " .و اين برايش يک موفقيت عظيم لقب گرفت

.و مارک از اين بابت بسيار ثروتمند و مشهور شد "

مي خواي اسمشو چي بزاري , مارک؟

.طاعون سياه

ازت ميخوام که سريعا کار رو شروع کني چون گمون مي کنم اين ميتونه

بهترين نمايشنامه اي باشه که تاکنون نوشته شده

.اميدوارم

اين بهترين نمايشنامه اي خواهد بود .که تاکنون نوشته شده

... خب

به نظرم بايد بخاطر فروش .نمايشنامه امروزت بهت تبريک بگم

به سلامتي - به سلامتي -

.در مورد خانواده ات واسم بگو زياد در مورد تو چيزي نميدونم

ما يه کم از اونايي هستيم که .شما بهش ميگيد تيره بخت

.پدرم يه معتاد الکلي بود

.چه غمناک

انقدر ادامه داد تا اونجايي که کارش رو از دست داد , و با يه خونواده نياز به حمايت کننده

اما چاره ي ديگه اي نداشت .اما دست به زندگي تبهکاري زد

چه جور تبهکاري؟

.دزدي. خونه ها , اکثراً

اينجا چيکار مي کني؟

.ظهر دوشنبه است .تو نمي بايستي الان خونه مي بودي

, اگه خبر نداري .من به طور باورنکردني تحت فشار کارم

.زود اومدم خونه .يه کم وقت به خودم اختصاص بدم

مهمتر از اون , تو اينجا چيکار مي کني؟

.خب , من قرار بود خونه رو خالي کنم

.از اين فکرت خوشم نيومد. به هيچ وجه خنده دار نبود

خب , الان قرار نيست اينکارو بکنم .چون تو اينجايي

و مي دوني قراره چي بشه؟

, ميخوام زنگ بزنم پليس .تو هم قراره بازداشت بشي

, خب , منم از اينجا ميرم .و تو هم اسم منو نمي دوني

اسمت چيه؟ - ريچارد بليسون -

.از ملاقات با شما خوشحالم

, شما 2 تا اختيار داري. گزينه ي اول پليس رو ميفرستم خونه ات , خب؟

دستيگرت ميکنن , جلو همسايه ها آبروت ميره

و گزينه 2 , مياي داخل .و همينجا منتظر ميموني تا پليس بياد

.نه , صبر مي کنم - آره؟ -

پس بيا تو. يه استيکان چاي ميخواي؟ - آره , خيلي خوب ميشه -

.آخرين سال هاي عمرش رو تو زندان گذروند

.راستش من اصلا اينو نمي دونستم

اما من با چندتا شانس کوچيک هم تو زندگيم خوشبخت شدم

من يه مادر فوق العاده داشتم .که من رو بزرگ کرد

چه جالب - خيلي مادرِ بزرگيه -

کجاست؟

.خونه سالمندان

.اما فردا ميخوام از اونجا بيارمش بيرون

, مي خوام ببرمش به يه کاخ

.بنابراين ميتونه باقي زندگيشو خوش بگذرونه

.خيلي عاليه

.از سرآشبز تعريف کن - .ممنونم -

نمي دونم امروز چه مرگش شده بود .اما اينا بنظر وحشتناک مياد

.از نظر من خوبه

.خب , تو احمقي

.داشتم فکر ميکردم

... حالا که مطمئنا آدم پولدار و موفقي شدم

شايد الان ديگه تو رِنج تو باشم .و ما ميتونيم عاشقانه در کنار هم باشيم

منظورت چيه؟

.مي تونيم خيلي خوش باشيم

خب , من ازت خوشم مياد .از شرکتتون خوشم مياد

, و اگه قراره که باهم باشيم و زاد و ولد کنيم

دلم ميخواد بچه هامون نيمي از .ترتيب ژن هاشون رو از من به ارث ببرند

.در سلامتي سالم باشند , از نظر مالي محکم باشند

و همچنين فکر مي کنم تو پدر خوبي خواهي بود .و البته يه همسر خوب , هموني که من ميخوام

.فوق العادست

متاسفانه هيچکدام از اينا حقيقتي رو که تو هنوز

نيمي از ترتيب ژني رو .به بچه هامون منتقل ميکني رو عوض نميکنه

.من دلم يه آدم قد کوتوله ي چاق .با دماغ پهن نميخواد

.درسته

.متاسفم

.سلام؟ بگو

ايشون چي شده؟

مامان؟

باهام تماس گرفتن. چي شده؟

.اينا ميگن که احتمالا امشب قراره من بميرم

چي؟

!سلام به شما .داشتم ميومدم وضعيتشو بررسي کنم

.شما بايد پسر مارتا باشيد

منظورت چيه , اون قراره امشب بميره؟

.اصلا حالش خوب بنظر نمياد .ايشون بابت يک حمله ي قلبي مهم رنج ميبره

.قلبش خيلي ضعيف شده .نبضش زياد قوي نيست

, فشار خون اش بشدت داره ميفته

و احتمالا امشب .يک حمله ي قلبي مهلک رو تحمل خواهد کرد

.بله , هنوز هم قراره بميره

, يادداشت نهايي

طبقه ي پايين تو کافي تريا .فاجيتيا(نوعي غذاي مکزيکي) هست

شايد بخواي بعد از اينکه مامانت مُرد .اون پايين يه کم خودتو خفه کني

باشه؟

.من خيلي ميترسم , مارک

, مردم در موردش چيزي نميگن .اما مرگ چيز وحشتناکيه

, يک دقيقه , زنده اي

, بعد از اون با يه چشم به هم زدن .همه چي تموم ميشه

.شتريه که در خونه همه ميخوابه , مارک

يه چند ساعتي اينجوريه و بعدش

.سرآغاز نيستي

!پرستارا

, اعضاي حياتيش داره ميفته

.من خيلي ... من خيلي وحشت زده ام

.مامان

.مامان , به حرفم گوش کن

.بدقت گوش کن

.تو در مورد اتفاقات بعد از مرگ اشتباه ميکني

.آخرش با نيستي تموم نميشه

.تو به دلخواه ترين جاهاي سراسر جهان ميري

آره. و هرکسي رو که دوسش داري .و دوسِت داره اونجا هست

.و تو دوباره جوون ميشي

ميتوني بدوي و بپري .مثل قديما که ميرقصيدي

قديما ميرقصيدي

.هيچ دردي نداره

همش در مورد عشق

.خوشبختي

.و هرکسي يه کاخ ميگيره

.و تا ابديت ادامه داره. ابديت , مادر

.از جانب من به بابا سلام برسون

.بهش بگو دوسش دارم

ادامه بده - ديگه چي ميشه؟ -

.مامان

.ميخوام يه بار ديگه مادرمو وقتي ميميره ببينم

ميشه بيشتر واسه ما بگي , خواهش ميکنم؟


.سلام

.سلام


... ببخشيد.ببخشيد

!ايناهاش! خودشه

آيا وقتي ميميري فقط يک جا هست که ميتوني بري؟

آيا همه ي اونايي که مرده اند اونجا هستند؟

اسم اونجا چيه؟

ميتونم آدماي اونجا رو بکنم؟

آيا مرکز خريد هم اونجا هست؟

دخانيات چطور؟ ميشه اونجا سيگار کشيد؟

.سلام

مردم ميگن تو چيزاي متفاوتي در مورد اتفاقات بعد از مرگ ميدوني

در طول 24 ساعت گذشته , مارک بليسون .نمونه ي بارز يک نويسنده ي گمنام بود

امروز , مردم ميگويند او اطلاعات جديدي او از اتفاقات

.پس از مرگ دارد

.اين خيلي بده

.من فقط لازمه ... مي دونم , شرمنده .معذرت ميخوام , ببخشيد , خواهشاً

.ببخشيد.ببخشيد

.زود باش

.بيا تو

.خب

.فقط بهم بگو چي به مادرت گفتي

.گمونم نبايد. هر اتفاقي ممکنه بيفته

.از اين به بعد دهنمو بسته نگه ميدارم ... چرا بايد

هر چيزي که گفتي .مطمئناً مردم رو مورد تاثير قرار داده

يعني , گمونم نميکنم انتخابي واسه .نگه داشتنش داشته باشي

.چرا دارم. ميتونم همين الان .از اون در برم بيرون

.ميتونم سوار اولين هواپيما به سمت نامبيا بشم .هيچ کس نميفهمه من اونجام

.فقط بهم بگو چي گفتي , مارک .خواهش ميکنم , بهم بگو

, مادرم داشت مي مُرد. ترسيده بود .همه ي بدنش ميلرزيد

و مادرم گفت که دلش نميخواد وارد دنياي .نيستي بشه

خب من گفتم, " تو داري در مورد " .اتفاقات بعد از مردن اشتباه ميکني

,و من بهش گفتم , گفتم

.اون دنيا , دنياي نيستي نيست "

,تو به بهترين مکان ميري " .جايي که همه ي دوستات هستن

" .و تا ابد لذت خواهي برد "

.من خوشحالش کردم

از کجا اينا رو ميدونستي؟

... خب , من

.حرفات منو خوشحال کرد

.تو بايد تمام چيزايي رو که ميدوني بهشون بگي .بايستي بگي. خيلي مهمه

.گوش کن. تو متوجه نيستي ... چيزايي که به مادرم گفتم

مگه تو نگفتي از شنيدنش خوشحال شد؟

چرا - و چه احساسي بهت دست داد؟ -

احساس خوبي - خب حالا تصور کن چه احساسي پيدا ميکني

.اگه همه ي اينا رو به مردم بگي

.باشه

.يه کم وقت ميخوام

مطمئني که بايد اينکارو بکنم؟

.خب معلومه , آره

مارک , اون چيزايي که ميدوني .قراره بشر رو تغيير بده

اين مهمترين چيزيه که .دنيا تا کنون شنيده

.اجازه ميدم کارِت رو انجام بدي

.بيا تو

.پيتزا خريدم

چرا هيچوقت به من نگفتي که همه ي ما صاحب کاخ ميشيم؟

... من نگفتـ - اجازه بده به کارش برسه -

تنها چيزيکه تو اختراع کردي ... دوچرخه است , اما

... به کارِت ادامه بده , نگران اون نباش

, خيلي وقته که اونو ميشناسم .و اون هيچوقت اينو به من نگفت

... از نوع ساده گرفتم , من - خيلي خوبه -

.يه پيتزا ديگه لازم داريم

.در لندنِ انگلستان , همگي منتظرند

در رُم ايتاليا همه منتظرند .در نيويورک , همه چشم انتظارند

, دنيا از حرکت ايستاده

و هرکسي , پاي تلويزيون يا راديو

, يا اينجا در چمن ها

منتظره تا مارک بليسون بياد بيرون .و به مردم اون چيزايي رو که ميدونه رو بگه

.سلام

.تمومش کردم

آماده اي؟

.آره به گمونم

دلم ميخواست يه چيز بهتر ميداشتم .تا اينا رو توش بزارم , مثل يک لوح

.يا اينکه يه کاغذ بهتر

اين احساس بهتري ميده - خوبه -

... فقط

.فقط اون چيزايي رو که ميدوني بهشون بگو

اون بيرون موفق باشي - سلامت باشي -

, در 24 ساعت پيش

مارک بليسون .نمونه ي بارز يک نويسنده ي گمنام بود

امروز , مردم ميگويند او اطلاعات جديدي از اتفاقات

.پس از مرگ دارد

.متاسفم

به گمونم

شما هم چيزايي که ديشب به مادرم گفتم رو شنيديد

.به همين خاطر هست که اينجائيد

,من يه چيزايي ميدونم .چيزاي نسبتاً خيلي مهمي

.در مورد اينکه بعد از مردن چي ميشه

تمام چيزايي که بايد بدونيد

.روي اين جعبه هاي پيتزا نوشته شده

"...شماره 1 "

يه چيز قدرتمند تو آسمون هاست " .که همه چي رو کنترل ميکنه

"...شماره 2 "

چه شکليه؟

.بلند , دستاي بلند براي درست کردن چيزا .خوش سر و مو

اون وابسته به چه نژاديه؟

.او از يه نژاد جديده

.ترکيبي از نژادهاي ماست

ايشون تو ابرا زندگي ميکنه؟ - .نه -

ميتونيم ببينيمش؟ - .نه -

.او بالاتر از ابرها زندگي ميکنه .بلندتر از اونچيزي که بشه ديد

.پس تو فضا زندگي ميکنه - ديگه نه اينقدر زياد -

پس تو ترموسفر؟

متاسفم , مردم ,خيلي چيزا اينجا هست که بايد بتونم تمومش کنم.ميشه

اون شخص تو آسمون زندگي ميکنه , شما نمي تونيد ببينيدش اون همه چي رو کنترل ميکنه. خب؟

" خوبه. "...شماره 2

زماني که شما ميميريد , شما " .در دنياي تا ابديت نيستي ناپديد نمي شويد

.در عوض , شما به يه جاي خيلي عالي ميرويد

" شماره 3 "

".در اون مکان , هرکسي يه کاخ تحويل ميگيره"

چه جور کاخي؟ - بهترين عمارتي که بتوني فکرشو بکني -

!داشتم به يه کاخ خيلي وحشتناک فکر ميکردم

خب , نه

بهترين عمارتي که بتوني فکرشو بکني

نه اون چيزي که الان داري بهش فکر ميکني .بهترينش

بهترين کاخي رو که دوست داشته باشي .به همون ميرسي

," شماره 4 "

,زماني که ميميري" ".تمام آدمايي رو که دوست داري اونجا هستند

اونا هم خونه هاي مجلل خودشون رو دارند؟

.آره . معلومه. هرکسي اونجا يه کاخ داره

اگه من بخوام تو کاخ من زندگي کنن چي؟

خب , اشکالي نداره. اونا کاخشون رو رها ميکنن ميان و پيش شما زندگي ميکنن , مگه نه؟

چه بلايي سر کاخشون مياد؟ - .نمي دونم. دوباره واسه فروش قرار ميگيره -

" ميشه ... ," شماره 4

"وقتي ميميري , واسه همه بستي مفتي وجود داره"

, هر روز و هر شب" .با هر طعمي که فکرشو بکني

حتي طعم هاي بد؟ چرا به طعم هاي بد فکر مي کني؟

تو گفتي هر طعمي که فکرشو بکنم؟

.نه. من فقط به وانيلي و زعفراني فکر ميکردم

.خب , پس اونا رو نخور , من فکر مي کردم .سس شکلات اسهال مياره

.خب , اونو رو بستني ات نريز شما آدما چه مرگتون شده؟

, ميشه ... خواهشاً. " شماره 6

اگه کارهاي نادرست بکني , وقتي بميري ديگه به اون مکان خوب نميري؟

کجا ميريم؟

.يه جاي وحشتناک , بدترين جايي که مي توني تصور کني

چيزاي بد شامل چه چيزايي ميشه؟

, جنايت هاي وحشتناک , تجاوز جنسي .قتل , چيزاي از اين قبيل

کتک زدن يه نفر کار بديه؟ آره -

اگه سعي کنن بهت صدمه بزنن چي؟ خب , اون موقع اشکالي نداره -

قسم خوردن بدِ؟ - نه -

دير رفتن سر کار چطور؟ - ... نه , اين -

يعني , اگه رئيست خوشش نياد ممکنه کارِت رو از دست بدي

اما اين تاثيري بر اينکه بعد از مرگ چي ميشي نداره

اگه يادت بره به سگت غذا بدي چي؟

, خب , اگه يادت بره , يعني .اين واسه سگِ بده

... اگه سگت بميره , اين بده , اما اين .يعني , عمدي اين کار رو نکن

يه سگ نخر که گشنگي شو بدي واسه خنده ... اما ... ميتونيم

, اگه من فقط يه کار بد بکنم آيا به جاي بد ميرم؟

!نه

.تو 3 تا فرصت داري

.تا 3 بار کار بد بکني کارِت تمومه

!مثل بيسبال

يه جورايي. کسي ديگه اي هست؟

!آره

بيخيال شيد , ميشه کار رو ادامه بديم؟ - !نه -

.ما مجبوريم همه ي کاراي نادرست رو بدونيم

.آره

.بسيار خب

!شلوار کُردي پوشيدن بده؟

... چه کـ

نه. هيچ مدل مويي وجود نداره .که شما رو تو جاي بد قرار بده

.اينو که گفتيم

مهمترين چيزا مثل صدمه زدن فيزيکي آدما از روي عمد هستش , فهميديد؟

گرفتن چيزاشون , انجام دادن کارهايي .که مردم نمي خوان انجام داده بشه

.کشتن عمدي آدما

, باشه. ," شماره 9

اون شخصي که تو آسمونهاست و " همه چي رو کنترل ميکنه

تصميم ميگره که شما" به مکان خوب بريد يا به مکان بد

همچنين تصميم ميگيره .کي بميره و کي زنده بمونه

آيا باعث بلاهاي طبيعي اونه؟ آره -

اون بود که باعث شد مامانم سرطان بگيره؟ - آره -

اون موجب شد که هفته پيش درختا بيفته رو ماشينم؟

آره - اون باعث شد پدرم بخاطر حمله ي قلبي بميره؟ -

.آره

من ميگم لعنت به اوني که تو آسمونا زندگي مي کنه

آره , اون خيلي بده

اون ترسو , اونجا قايم شده .و اين کاراي بد رو با ما ميکنه

چرا اينکارها رو رو در رو نمي کنه

ما بايد اون نامرد رو قبل از اينکه همه ي ما رو بکشه .متوقف کنيم

.صبر کن , صبر کن , گوش کن

اون شخصي که تو آسمون هاست و همه چيز رو کنترل ميکنه

باعث اتفاق افتادن اتفاقات خوب هم هست

اون هموني است که وقتي قايقم تو سفر ماهيگيري واژگون شد نجاتم داد؟

آره - قايق رو هم اون واژگون کرد؟ -

.آره

مادربزرگمو اون کشت و ميلياردها دلار پولشو واسم باقي گذاشت؟

.مطمئناً آره

پس , اون هموني است که سرطان مادرمو درمان کرد؟

.آره

, پس اون يه جورايي خوبه .اما يه جورايي هم مزخرفه

آره , درسته , اما اينو ببين , خب؟

شماره 10 , حتي اگه اون کار بدي با شما بکنه"

اونو با دادن چيزاي خوب و تمام نشدني بعد از اينکه مرديد جبران ميکنه

بشرطي که هيچکدوم از اون کاراي بدي که نامبرده شد رو انجام نديد , درسته؟

آره , البته - پس يه جورايي يه آزمايشه -

بله

خب , اين همه چيزي بود که ميدونستم

تو از کجا همه ي اين چيزا رو ميدوني؟

.چون هموني که تو آسمونهاست بهم گفته

خب , چطور شد که با توجه به ميليون ها سال از هستي انسان

ما حالا در مورد اين چيزا متوجه شديم؟

.نمي دونم. شايد يادش رفته بوده .به چيزايي که گفتم توجه کن

.ممنونم

.به گمونم همه چي خوب پيش رفت


.هورا , هورا


به سلامتي - به سلامتي -

تا حالا در مورد اون موقعي که يه بچه رو از ساختمون آتيش گرفته نجات دادم بهت گفتم؟

... و يه خرس اونجا بود , و

صبرکن , يه ساختمون در حال آتيش گرفتن بود و يه خرس اونجا بود؟

آره , خب , من صداي گريه ي بچه اي رو شنيدم , و من از ميان شعله ها رد شدم

, نگران سلامتي خودم نبودم .بچه رو گرفتم , پريدم بيرون

.طبقه ي دوم بود , پريدم بيرون

... فرود اومدم , بچه سالم بود. اما هنوز اون خرس

صبر کن , چطوري زنده موندي؟ - خب , اجازه بده بگم -

نه , چطور از پريدن جون سالم به در بردي؟

ديدم داشتي از خيابون رد ميشدي .قوزک پات پيچ خورد

براي اينکه در اين اتفاق .من بر روي يه چيز نرم فرود اومدم

... خب

رو چي فرود اومدي؟

مربا - مربا -

.اون يه بشکه ي مربا بود .کارخانه ي مربا آتيش گرفته بود

احتمالا از اول همين باعث جذب اون خرس شده بوده

درسته - تو ازش خبر نداشتي؟ -

, ساختمون آتيش گرفته , بچه خرس , کارخانه , قضيه مربا؟

نه , نگفته بودي

.آره , عاليه.پس , من فرود اومدم

,خرس داشت نزديک ميشد گنده , تنومند , داشت يه دستگاه قورت ميداد

.مثل اون آدم خوشحال اونجا

چي , اون چاقِ زشتِ خوابيده رو ميگي؟ ... خب -

اون خوشحال نيست - خب , از کجا ميدوني؟ -

منظورت چيه؟ .نگاش کن. اون بدبختِ

نمي توني فقط با يه نگاه انداختن .به اين يارو , اين حرفو بزني

.اون مي تونست بهترين شاعر دنيا باشه

.خب , مطمئنا يه بدبختِ. مثال بديه

, اما من ميگم , نبايد اينجوري باشه ... فقط با

باشه. وقتي اون يارو رو مي بيني چي ازش برداشت مي کني؟

.قد کوتاه , خيس عرق , کم مو

درسته - !سلام -

اون يه کيف حمل ميکنه .عجله داره

احتمالا قرار مهمي رو از دست داده

.احتمالا اون تاجر خيلي قدرتمنديه

.تو ديد بهتري نسبت به من داري

... خب , چونکه , اگه تو

وقتي اون آدما رو ميبيني متوجه چي ميشي؟

دو تا منفور و بدبخت کلاه به سر؟

.آره. خوبه. قدرت ديدِ مشاهده ات خوبه

اما منظور من , ديد دورتري .که از نگاه به ظاهرشون ميشه فهميد بود

.دستاي همديگرو در دست دارن. اونا عاشق همديگن

.ببين , منو بگو

يعني , فقط بگو چي ميبيني؟ در من چي مي بيني؟

.تو خوشگلي

.لبخند فوق العاده اي داري

.خب , اين چيزيه که همه ميبينن - هنوز تموم نکردم -

, تو شيرين ترين .مهربون ترين آدمي هستي که ميشناسم

يه خال اونجا داري که .تا حالا بهت نگفته بودم چقدر دوسش دارم

, تو معمولا لبخند ميزني

,اما بعضي وقتا روزت رو تو رختخواب ميگذروني .غذا ميخوري و گريه ميکني

دست يکي رو ميگيري وقتي که ... مادرش

, تو فوق العاده ترين آدمي هستي .که تا حالا ديدم

وقتي نگاه به من ميکني چي ميبيني؟

.تو خپلي و يه دماغ پهن داري

.آره. همش همينه

.تو باهوشي

.مهربوني

.بامزه ترين مردي هستي که تا حالا ديدم

.مطمئناً تو جالبترين آدمي هستي که ميشناسم

.و با هرکي هستي باصفايي

و تو دنيا رو به نحوي مي بيني , که هيچ کس ديگه اي اينجوري نمي بينه

.و من از اين طرز ديدت خوشم مياد

.و تو بهترين دوست مني

تو من رو از تمام کساني که ميشناسم .بيشتر خوشحال ميکني

پس چرا نمي تونيم با هم ديگه باشيم؟ - بخاطر اون قضيه ي ژنتيکي -

.قدکوتوله ي چاق با دماغ پهن

خيلي نامرديه که پولدار و معروف باشي و اين قضيه ي وراثت رو تغيير نده

.چونکه من عاشقتم

آيا پولدار و معروف بودن اصول قضيه ي وراثت رو تغيير ميده ؟

.نه

تغيير نميده. بچه هاي ما چاقِ قد کوتوله و دماغ پهن ميشن

.از اين بابت ممنونم , جيم .نفر بعدي , مارک بليسون

آيا او مستحق اين همه پول و شهرت هست

يا اينکه او يه چاق بي عرضه است که يه چيزايي از شخص در آسمان ها شنيده؟

.من ميگم يه چاق بي عرضه است , باب

.اين خيلي ساده است , جيم .فقط به اين يارو نگاه کن

چاق که هست. ظاهر احمقانه اي هم داره ديگه چي ميخواي بدوني؟

و در مورد اون صدها نفري که تو چمنا چادر زدند چي؟

يعني , اون آدما کار نداشتن؟

.شايدم همشون بدبختاي چاقي مثل خودشن

.جايي نرويد , 5 دقيقه ديگه اخبار هواشناسي داريم

و بعد بنويس , " اردک همه ي راه رو تا آلاسکا پريد تا دوستاش رو

ملاقات کنه کدوم خرس قطبي اي اونجا زندگي ميکنه؟

" ... و خرس قطبي " - چند تا از اينا داري؟ -

".مهم نيست ... " پايان

اين پايانش ناشناسه - آره , درسته؟

و از من ميخواي که اين تو لکچر فيلم ضبط بشه؟

آره - باشه -

.بهشون بگو کار فيلمبرداري رو .همين هفته شروع کنن

.باشه

.بهشون بگو اين واسه بچه هاست

بچه ها عاشق اين ميشن , نميشن؟

.خرس ها و اردک ها در ماشين

اون چيه؟ - اين کارت تولد واسه تو -

ميخواهي؟ - متشکرم -

اومدم بهت بگم که امشب نمي تونم .باهات فيلم تماشا کنم

چرا نمي توني؟ - چونکه قرار دارم -

با کي؟

برَد کسلر - برَد کسلر؟ -

مي دوني در مورد اون چي فکر ميکنم؟ .به نظرم اون بزرگترين بدبخت دنياست

.واسه تو آره , اما من نه - آره -

.از نظر من اون خيلي شيرين و مهربونه

!خب البته که هست. يه نگاه به خودت بنداز .يه کوسه ماهي هم براي تو شيرين و مهربون خواهد بود

خواد بود؟ - نه , نخواد بود؟ -

اجازه نده يه کوسه ماهي وارد بشه اون فقط ... اون فقط

ولي باهاش بيرون نرو - چرا نرم؟ -

خب , اون کاملا با من جوره - خب , حداقل باهاش نخواب -

چرا نخوابم ؟ - چي؟ شما خيال داشتيد؟ -

, اگه من باهاش نخوابم

اونوقت اون يه زوج ديگه پيدا ميکنه که باهاش بخوابه

اونوقت من رو ول ميکنه - نه , اينکارو نميکنه -

چرا - ... نه , نه , نه -

.تو همه جورِ به قضيه نگاه نمي کني

... چونکه اگه قرار بود من با تو قرار بزارم

.و اگه تو مثل "برَد" جذاب مي بودي

... آره خب , چي

اما من ... اما من احترامم رو ... نسبت به تو از دست ميدادم

اگه تو اولين قرار با من ميخوابيدي

... به اين خاطر که

.فقط صحبت کنيد , باهاش حرف بزن , خب

اما , گوش بده, اجازه نده

که اون لحظه بفهمه ... چه آدم فوق العاده اي هستي

, شفاهاً , نه با اون ... چون اونوقت ميزاره ميره

... اوه , من ... ميخوام باهاش قرار بزارم" " .ميخوام باهاش قرار دوم رو بزارم

هيچوقت

هيچوقت تا موقعي که با کسي ازدواج .نکردي سکس نکن

.اين يه قانونه

.گرفتي چي شد

باشه - خوبه -

اين چيه؟

.سهميه سکس واسه تولد

.اين سهميه سکس واسه تولد ــه اين سکس با توئه چون تولد منه؟

به مردي که هرچيزي داره چي ميدي؟

متاسفم - حالا ديگه فراموشش کن. متاسفم , من نمي دونستم -

نه , نه , نه , صبرکن - ما ازدواج نکرديم -

.اين همون حرف خودته

هيچوقت تا موقعي که با کسي ازدواج .نکردي سکس نکن

.آره اينو من گفتم. اما صبر کن , به هر حال اين سهميه چي ميشه؟

... قانون اينه که - آره , مي دونم قانون چيه -

... پس ما نمي تونيم

... سهميه , فقط مثل

قانونِ - مثل ننگي است واسه هدر دادنش -

... اما , منظورم , مي دوني - اين خيلي بده -

.آره , همينطوره

حالا با اين نمي تونم سکس رو بازخريد کنم

پس حالا چي ميخواي؟ قراره الان چي بهت بدم؟

.نمي تونم با تو سکس کنم

احتمالا همون جوراب رو ترجيح ميدي , درسته؟

, آره. از اون پشمي شپشو هاي کوچيک بجاي سکس

سلام؟

.اومد

خب , چرا اونو به اينجا دعوت کردي؟

.من نکردم. فکر خودش بود

.معلومه که فکر خودش بود. اينجا خونه منه

آنا - تو خيلي خوشتيپ شدي -

.مي دونم

مارک. مثل آدماي بيکار شدي - نظر خودته -

.بيا بريم يه کم صفا کنيم

نه خيلي زياد - هي! داري با اين چيکار ميکني؟ -

.اين سهميه سکس واسه تولد ـــه

با تو؟ - آره -

اما اون نخواستش .چونکه ماباهم ازدواج نکرديم

اون يه جفت جوراب رو بيشتر ترجيح ميده , درسته؟ ميشه مال من باشه -

حتما.البته , ما بايد ازدواج کنيم .تا بتونيم از اين استفاده کنيم

.خب , شايد اين کار رو هم کرديم

... خب , نکن ... از اين بابت خوشحال نيستم. چي

.بعدا بهت زنگ ميزنم

.به گمونم امشب رو جشن بگيريم

امروز پيشرفت خيلي موثري را عهده دار شدم

نه تنها سردبير مطلوب قرون ابتدايي شدم

بلکه امروز حکم رياست قرن هاي 18 , 19 , و 20 رو .بدست گرفتم

.هيجان انگيزه - اين خيلي خيلي هيجان انگيزه -

هيچ نويسنده ي ديگه اي تا حالا .اين همه قرن رو در دست نداشته

.چه برسه به 4 تا از مهمترين قرن ها

.مارک هيچوقت بيشتر از يک قرن نداشت

مارک کسي است که داستان هاي مردي که

تو آسمونهاست رو شنيده بود .هيچ کس ديگه تا حالا نشنيده بود

آره , اما اون چنين تيپي داشت؟

آيا اون ژنتيک من رو داشت؟ اطمينان من رو؟ جذبه ي من رو؟

.نه - .نه -

.دلم ميخواد اين بطري رو برگردونيد

نه بخاطر اينک جوابت کنم , بلکه .دلم ميخواد هوش و قدرتم رو نشون بدم

.چشم , قربان

.به علاوه , به گمونم واسه سفارش آماده ايم

ايشون يک سالاد قيصري ميخورن .چونکه دلم نمي خواد چاق بشن

و منم فيله کمياب ميخورم چونکه گرونه

مزه اش خوبه , و من مهم هستم

.عاليه

دليل اينکه ميخواي من سالاد قيصري بخورم رو .درک ميکنم اما من خيلي گرسنمه

ممکنه يه کم جوجه کنارش باشه - ... نه , نه , نه -

هر دوي ما مي دونيم که يه روزي .قيافه ات رو از دست ميدي

.مي دوني , پير ميشي , چين خورده و زشت ميشي

چرا با اضافه کردن يه جوجه ي چاق و خوشمزه مشکل وزني واسه خودت بوجود مياري؟

.البته که نميخوام

شرمنده. بايد مامانم باشه .ميخواد قرارمون رو بررسي کنه

.خيلي نظارتي و کم حوصله است

.اجازه بده من باهاش صحبت کنم

.باشه

.مادر آنا , شما داري با برد کسلر صحبت مي کني

.بله , دختر شما خوشگله

.نه , مثل مته مخمو سوراخ نميکنه

.باشه , الان مزاحم من شدي

.صدات خيلي تيزه. خداحافظ

.شرمنده ام

.متشکرم

مي دوني , تو , تقريبا با من جوري

, از نظر فيزيکي , ژنتيکي .از لحاظ اجتماعي , اقتصادي

.درسته

,و يه قسمت بزرگي از من يه خواهشي ازت داره

چونکه مارک عاشق توئه .و من حال ميکنم شکست خوردنشو ببينم

چرا اينقدر از مارک بدت مياد؟ .اون واقعا واسه من دوست خوبيه

.چونکه بي عرضه است

اون منم که بايد تو خونه بشينم و .با شخص تو آسمون ها صحبت کنم

.اما من ميتونم يه چيزي داشته باشم که اون نتونه

.تو

.چون تو عاقلي

تو ميخواي با قوي ترين و .منطبق ترين ژنتيک ازدواج کني

و شايد روزي ... بچه هايي نداشته باشي که

.قد کوتوله و يه دماغ پهن داشته باشن

.دقيقاً

.دقيقاً , همينطوره

,شخص تويه آسمون ها , با حکمت بي نهايتش

به ما گفته که ما ميتونيم 2 تا کار نادرست بکنيم .و هنوز وارد کاخ هايمان بشيم

... پس من به شما ميگم

نه. وقتي مُردم من کاخمو ول نمي کنم بيام پيش تو .چونکه واقعا داري خفه ام ميکني

, هرچقدر که من رو پس بزني .من بيشتر مجذوب تو ميشم

!برو کنار , چاقالو

.سلام , تو مارک بليسوني

.آره , ميخواي معذرت خواهي کني

واسه چي؟

کدومتون يکي ديگه ميخواد؟ من , اگه ميشه -

.منم يکي ميخوام

.ممنون

چه خبر شده؟

,چيه , نمي تونم افسرده باشم

چونکه يه خونه بزرگ و کلي پول دارم؟

شما چطور بچه ها؟ آيا حداقل خوشحال تر هستيد؟

بعد از قضيه شخص تو آسمون ها؟

آره , مطمئناً - خيلي خوشحالم -

هنوزم تنهاييد؟ هنوز کسي رو پيدا نکرديد؟

نه , خب من يه جورايي ازش دست کشيدم - چرا؟ -

خب چونکه فکر کردم ,که اگه موقعي که مردم تا ابد خوشبختم

, اين خيلي خوبه چون هميشگيه

.مي دوني , واقعا بهتر از اين نمي تونه باشه

پس حقيقتاً من خوشحالم .چون در شرف اتفاق افتادنِ

تا اون موقع به گمونم فقط با مشروبات الکلي ادامه بدم

و آپارتمان کوچيکم جايي باشه واسه .مست کردن و تلويزيون ديدن و با خودم بودن

.اين اصلا زندگيِ شادي بنظر نمياد .بنظر يه زندگي , طولاني و بدبختانه مياد

, نه , اونقدرا طولاني نخواد بود .چون هرچه بيشتر مشروب بخورم , زودتر ميميرم

و اونوقت منتظر اون کاخ ميشم مي دوني؟

.اين همون چيزيه که در موردش صحبت مي کردم

.باهوش

با تلفن بهش زنگ ميزني؟

.نه , من ... الانم داره باهام صحبت ميکنه

چيزي هم بهت ميگه؟ - اون , آره -

خب , ممکنه به ما بگي چي داره ميگه؟

, اون ميگه "چرا داري با اون احمق صحبت مي کني؟"

, منم بهش ميگم "...گفتم بهش يه فرصتي بديم "

.تلويزيون چيزاي بهتر از اين هم نشون ميده

.صبر کن , مامان , عوضش نکن .اون دوست خيلي خوبمه

ول کن. من همه ي دوستاي تو رو ميشناسم .و هيچکدومشون اين شکلي نيستن

منظورت چيه؟

يعني اينکه چون او با شخص تو آسمون ها صحبت کرده

.دليل نميشه که دوست تو باشه

اگه من بخوام بيشتر از فقط يه دوست واسه من باشه چي؟

.شخص تو آسمون قدغن کرده

.اين هيچ معني نميده

مارک بليسون کسي است که شخص تو آسمون ها او را انتخاب کرده تا بوسيله اون سخن بگه

اما اين واقعيتي که .اون يه بي عرضه است رو تغيير نميده

.و بچه هات هم همينطوري خواهند بود

خب , اون بيش از اين حرفاست - نه به هيچ وجه بيشتر از اين حرفا نيست -

.بي عرضه بي عرضه است . اين چيزيه که هميشه خواهد بود

... اون

,اون باهوشه , جالبه .مهربون و دوست داشتنيه

.و به من حس خاصي ميده .من رو خوشحال ميکنه

تو بايد با کسي باشي که , مناسب تو باشه

کسي که به تو بچه هايي بده .که هميشه ميخواستي

.يکي مثل برَد کسلر

.سلام , برَد , يه لحظه

.باهاش صحبت کن , ضايع بازي در نيار - مامان -

.سلام

.سلام , برَد

.دلم برات تنگ شده , مامان

.مي دونم که صدامو نمي شنوي

.مي دونم که اون بالا تو کاخِ ات نيستي

.دقيقا اينجا تو زميني

و من تنها کسي تو اين دنيا هستم .که اينو ميدونه

.و خوشحال نيستم

... همش بخاطرِ منه , اما

از اين بابت خوشحال نيستم

هيچکس به اون چيزي که .واقعا ميخواد گوش نميده

.به همين خاطرِ که من هميشه بدبختم

.به همين خاطرِ که من هميشه تنهام


.مارک

.خيلي ترسناک شدي

ميتونم بيام تو؟

خيلي وقته که نديدمت - آره , مي دونم -

... مشغول کار و چيزايي بودم که

همچنين تلاش کردم بهت زنگ بزنم .و تو هيچوقت تماس هات رو پاسخ نمي دادي

مي دوني که دارم ازدواج ميکنم - آره , شنيدم -

.در واقع به همين خاطر اومدم اينجا .ميخواستم اين دعوتنامه رو بهت بدم

.اينکارو نکن

.جشن عروسي فرداست

.خواهشاً , باهاش ازدواج نکن

اميدوارم که بياي - چرا؟ -

.چونکه منو خوشحال ميکني

.بودن تو در اونجا باعث خوشحاليمه

پس چرا داري با اون ازدواج ميکني؟

من تنها يک زمان مشخصي دارم تا بتونم .شريک ژنتيکي ايده آل خودم رو پيدا کنم

.بچه هايي که هميشه ميخواستم رو داشته باشم

.تو مي دونستي

.يک روز , مارک

.چين خورده و, پير و زشت ميشم

.نه , نميشي , واسه من نميشي

.تو هيچوقت زشت نميشي

داري من رو به اشتباه ميندازي

خواهش ميکنم اينو بگير - زندگي خوبي داشته باشي -


, از بستني ات لذت ببر چاق بدبخت؟

!بس کنيد

.اشکالي نداره , بي خيالشون شو

اسمت چيه؟

.برايان توپول قدکوتاه

.بسيار خب , برايان

تو خيلي بيشتر از يک انسان .کوتاه و تُپلي

.ديدي؟ تو براياني با يک لبخند قشنگ

.ممنون

!گرِگ

!متاسفم

.صداتو بيار پايين

... چاق , مو قهوه اي

!خفه شو


.تو هنوز شکست نخوردي , رفيق


.بدبخت

, امروز در اينجاييم , در اين عمارت نشسته ايم

تا در جشن عروسي آنا و برَد , سهيم باشيم

دو انسان جوان و جذاب

که اين عقد در جشن عروسيشان براي هر دو طرف سودمند خواهد بود

و پيوند ژنتيکي آنها احتمالا سازگارترين فرزندان را در يک ثبات مالي

و هميشگي به همراه امنيت فيزيکي در پي خواهد داشت

برَد , آيا مي پذيري که تا زمانيکه مي تواني در کنار آنا باشي

و تا زمانيکه توان شما باشد از فرزندانت محافظت کني؟

.مي پذيرم

و آنا , آيا مي پذيري که تا زمانيکه مي تواني در کنار برَد باشي

و تا زمانيکه توان شما باشد از فرزندانت محافظت کني؟

.مي پذيرم

, قبل از اينکه حکم اين زن و شوهر را صادر کنم هيچکسي در اين مکان هست که

عقيده داشته باشه که شريک ژنتيکي بهتري براي هرکدام از اين دو باشه؟

.من

.بيخيال , مارک

.يعني , يه نگاه به خودت کن چطور ممکنه تو از من بهتر باشي؟

.چونکه اون با من خوشحاله

, اگه اون با تو خوشحاله پس اينکه اينجا کنار من ايستاده چيکار ميکنه؟

اون فکر ميکنه بچه هاش مستحق .بهترين شروع ممکن در زندگي هستند

.و حق با اونه

آره. مي دوني چه حسي نسبت به تو داره؟

.تو اهدا کننده ي نطفه هستي

.اون بهترين دوستمه

.فکر مي کردم من بهترين دوستت باشم

... الان نه. اجازه بده

.و من عاشقشم

.اينکارو نکن

.اينکارو نکن

آيا اين چيزيه که تو ميخواي؟

.اين رسم زمونه است , مارک

چرا؟ چرا؟ چرا بايد اينجوري بشه؟

کي گفته که بچه هاي تو بهتر از من ميشن؟

کي ميگه که پايين تنه قوي تر يا ... سوخت و ساز سريع و يا هيکل عضلاني

.اون قدش هم بلند تره

... نه , مي دونم , داشتم مـ

... خواهشا , رفيق , من

کي گفته که اون ويژگي ها , بچه هاي تو رو بهتر يا شادتر از بچه هاي من ميسازه؟

.من عاشق بچه هامون خواهم بود

همچنين کي گفته که تو همسر بهتري خواهي بود

فقط به اين خاطر که در يک خانواده ي .ممتازتر بزرگ شدي

يا سلسله ژنتيکي بهتري داشتي؟

.اون يه الماس تو دست تو .و بچه هاي تو هم همينطور

.آنا

اگه به من بگي که اين همون چيزيه که ميخواي .من ميرم

اين واقعاً همون چيزيه که ميخواي؟

به هر حال , تصميم گرفتن اينکه وارد زندگي کي بشيم به ما بستگي نداره

بستگي به شخص در آسمان ها داره - دارم با اون صحبت ميکنم -

چرا از شخص تو آسمون ها نمي پرسي چي رو واسه آنا صلاح ميدونه؟

يقيناً اون بهترين ها رو ميدونه - آنا ميدونه بهترين چيه -

خب بهش بگو .شخص تو آسمون ها چي ميخواد , مارک

چرا بهم نميگي شخص تو آسمون ها چي رو براي ما ميخواد , مارک؟

.خواهشاً فقط بهم بگو

نه

ميشه عقد رو بخوني؟

چونکه واسه بعدا برنامه ريزي کردم - ... چندتايي -


!مارک , صبر کن

چرا به من نميگي که شخص تو آسمون ها چي ميخواد؟

من يه کار بدي کردم - اشکالي نداره -

تا 3 بار مجازي - نه , تو متوجه نيستي -

.هيچ شخصي تو آسمون ها وجود نداره

پس چرا گفتي وجود داره؟

وقتي مادرم داشت ميمُرد نمي تونستم .توي صورت مادرم نگاه کنم

.و اوضاع داشت سخت ميشد

اما چطور تونستي چيزي رو بگي که نبود؟

.نمي دونم , شد ديگه. فقط تونستم

اما زمانيکه ازت پرسيدم که ثروتمند بودن

و موفق بودن و مشهور بودن , قضيه وراثت رو تغيير ميده

چرا اون لحظه نگفتي آره؟

.چون تغيير نميداد

.مارک

.مي دونم که چي ميخوام

.من چاق قد کوتوله با دماغ پهن رو ميخوام

.من در خدمتم

.بنابراين اينطوري شد. .من اون دختر رو بدست آوردم

اتفاقاً .من و آنا در کنار هم خيلي شادمان هستيم

اون هنوزم درست نفهميده چطوري اون چيزا رو گفتم و انجامشون دادم

هيچکس نمي دونه. من هنوزم .تنها کسي هستم که ميتونه دروغ بگه

.در واقع , به طور کامل اين حقيقت نداره

چي فکر ميکني؟

.بنظر خوب مياد

.مزه اش خيلي خوبه , ماماني

هنوزم بهتريني - خيلي خوشحالم که دوست داري -

.نمي دونم از کجا شروع کنم

بهتره از اين نون ها شروع کني .بعد بياي کمک من کني

.اونو خوردي. خيلي دوست داشتي چرا بقيه اش رو نمي خوري؟

.اون خيلي دوست داره